کد خبر 206315
تاریخ انتشار: چهارشنبه 19 قَوس 139911:36

نشست هم‌اندیشی «چشم ‌انداز روند صلح افغانستان پس از پیروزی جو بایدن» در تهران؛

هیچ بازیگر داخلی و خارجی در صحنه افغانستان به تنهایی توان ایجاد ثبات را ندارد/ نگاه‌ها به ایران دوخته شده است

دکتر سمیه مروتی، استاد دانشگاه و پژوهشگر ایرانی مسائل افغانستان که در یک نشست تحلیلی خبرگزاری صدای افغان(آوا) پیرامون چشم‌انداز روند صلح کشور پس از پیروزی جو بایدن سخن می‌گفت، با اشاره به این‌که هیچ یک از بازیگران داخلی و خارجی در صحنه افغانستان به تنهایی توان ایجاد امنیت و ثبات را ندارند، اما هر یک این توان را دارند که شرایط را برهم بزنند، تأکید کرد: "به نظر من راه حل این است که بازیگران اصلی در منطقه، در مورد سهم، جایگاه و نقش خودشان در افغانستان به یک توافق و تفاهم برسند و صحبت های جداگانه با پاکستان، ایران، چین، هند یا روسیه قطعا به سرانجام نخواهد رسید".

خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ تهران: نشست هم‌اندیشی «چشم ‌انداز روند صلح افغانستان پس از پیروزی جو بایدن» بعد از ظهر روز چهارشنبه(5 قوس/ آذر) با حضور اساتید دانشگاه و کارشناسانی از کالیفرنیا، بروکسل، کابل، مشهد و تهران، از سوی دفتر نمایندگی خبرگزاری صدای افغان(آوا) در تهران و به صورت آنلاین برگزار شد.

 

کدام صلح؟!

دکتر سمیه مروتی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل افغانستان که در ادامه صحبت سایر کارشناسان این نشست صحبت می‌کرد، ابتدا این سوال را مطرح کرد که "وقتی درباره صلح افغانستان صحبت می‌شود، مراد کدام صلح است؟ این صلح مطلوب کدام بازیگر است؟ همچنین صلح از دیدگاه بازیگران داخلی و خارجی در افغانستان به چه معناست؟ او پاسخ داد: "به نظر من تقابل این نگاه‌ها و رویکردها سبب‌ساز و بستر تحولات اخیر در افغانستان هستند. فکر می‌کنم حلقه مفقوده ما بیشتر، مسیر گفتگو و مفاهمه است".

وی خاطرنشان کرد که در گام نخست، صلح در افغانستان را یک موضوع از سطح بالا به پایین دنبال کردیم که بیشتر جنبه نمایشی داشته، شاهد مدعای او نیز، این است که توافقنامه صلح بین امریکا و طالبان امضا می‌شود، ولی در ادامه حملات در افغانستان افزایش پیدا می‌کند. این در حالی است که برای یک مخاطب عادی که اطلاعی حداقلی از تحولات افغانستان دارد، خبر امضای توافقنامه صلح این انتظار را ایجاد می‌کند که از آن پس آتش بس اتفاق افتد و شرایط در افغانستان به خصوص شهرهای بزرگ آرام باشد، اما می بینیم پس از امضای توافقنامه، عملیات تروریستی در کابل، بامیان و دیگر شهرها در جریان است.

بر این اساس، این پژوهشگر مسائل افغانستان تأکید کرد: "باید توجه داشت و پذیرفت، این صلحی که در دوحه از آن صحبت می‌شود، گفتگو و توافق با بخشی از طالبان است و قاطبه گروه‌های طالب این صلح را نپذیرفته اند. شاهد مدعای ما حملات اخیر در کابل است. اشتباه در حوزه تحلیل این است که مذاکراه با طالبان را مذاکره با تمامی گروه های مخالف دولت قرار می دهیم، به این معنا که اگر کسانی که دور میز نشستند، به توافق برسند، تمام گروه های شبه نظامی یا افراط گرا این مذاکرات را به رسمیت می شناسند، و مفاد آن را به اجرا در می آورند؛ به طور قطع این اتفاق نمی افتد، حداقل در عمل این مسأله را می بینیم، در نتیجه فکر می کنم اگر از صلح در افغانستان و مذاکرات دوحه، انتظارات محیرالعقولی داشته باشیم، زیاد با واقعیات میدان و صحنه ارتباطی ندارد".

 

هیچ بازیگری به تنهایی توان ایجاد امنیت در افغانستان را ندارد!

وی در بحث بعدی، به نقش بازیگران داخلی و خارجی در صحنه افغانستان اشاره کرد که شاید هیچ یک به تنهایی توان و ظرفیت ایجاد و برقراری امنیت و ثبات در افغانستان را نداشته باشند، اما هر یک ـ به خصوص بازیگران خارجی ـ این توان را دارند که شرایط را برهم بزنند و هزینه‌های امنیتی دیگر بازیگران را به حد اعلا افزایش دهند؛ که این موضوع به طور قطع موفقیت روند صلح را با مشکل روبرو خواهد کرد.

از این‌‌رو، به گفته دکتر مروتی، حلقه مفقوده برای موفقیت روند صلح در افغانستان حضور تمامی بازیگران صاحب اثر و نظر در صحنه افغانستان در دور میز مذاکرات است.

 

نقش نظارتی دولت افغانستان در مذاکرات دوحه

مدیر گروه مطالعاتی جنوب و شرق آسیا در موسسه بین‌الملل ابرار معاصر تهران با اشاره به نقش و جایگاه دولت افغانستان نیز در مذاکرات صلح دوحه خاطرنشان کرد:

"در افغانستان وقتی در مورد مذاکرات صلح صحبت می‌کنیم، تا چند دوره دولت افغانستان حضور نداشت، در مراحل انتهایی ما افرادی را از کابل داریم که در مذاکرات حضور دارند، آنچه ما در مذاکرات صلح شاهد هستیم حضور نماینده دولت مرکزی در دوحه تنها در پاسخ به انتقادات داخلی و بین المللی است و به نظر نمی رسد جایگاه ویژه ای برای آن در این مذاکرات دیده شده باشد و بیشتر نقش ناظر را در این مذاکرات دارد، اما به طور قطع این یک اشتباه بزرگ است و هزینه آن را به طور قطع در آینده مردم افغانستان باید بپردازند.

باتمامی کم و کاستی هایی که دولت مرکزی در افغانستان دارد، اگر آن را نماینده تمامی گروه های داخلی افغانستان در نظر بگیریم و فرض را بر آن قرار دهیم که اجماعی میان گروه های داخلی در کابل وجود دارد، در نتیجه عدم حضور نماینده کابل در دوحه به طور قطع درصد موفقیت این مذاکرات را در حوزه عمل به شدت کاهش خواهد داد".

 

خروج امریکا از افغانستان؛ چه نیرویی جایگزین می‌شود؟!

به باور دکتر مروتی، آنچه در دوحه در جریان است، شیوه نامه خروج نیروهای آمریکایی و ورود نیروهای طالبانی است و این که هزینه های امریکا در این کشور به حداقل برسد: "این‌که دوستان بارها به خروج مسئولانه نیروهای امریکایی از افغانستان اشاره کردند، اگر بپذیریم این نیروها تأمین کننده صلح در افغانستان هستند، قرار است با چه نیروی نظامی جایگزین شوند؟ این یک سوال کلیدی است؟ آقای بایدن در صحبت‌های پیشین خود فکر می کنم سال 2013 باشد، از فدرالیزم در افغانستان حمایت کردند، فکر می کنم این نگاه در ادامه همین روند صلح می تواند قابل فهم باشد، که ما توان تسری قدرت دولت مرکزی را به سراسر مرزهای افغانستان نداریم، در نتیجه افغانستان را در همین حالتی که هست، به رسمیت بشناسیم. این فهم من است، اگر اشتباه نکنم، اگر به طور مثال ده ولایت در مناطق مختلف در دست طالبان است، یک چارچوب بین این گروه و دولت مرکزی ایجاد شود که در مورد یک سری موضوعات صحبت کنند، یک سری مسائل را محترم بشمارند و یک امنیت در افغانستان ایجاد شود".

 

نگاه بازیگران همسایه به مسأله خروج نیروهای خارجی از افغانستان

وی در مورد مسأله خروج نیروهای خارجی از افغانستان به نگاه بازیگران همسایه اشاره کرد و گفت: "نکته قابل تأمل در مورد خروج نیروهای آمریکایی، نگاه بازیگران همسایه در این باره است. جدای از اینکه ایران، هند، چین، روسیه و دیگر بازیگران در این مذاکرات حاضر هستند، یا قبلا با آن‌ها مذاکره شده، شما نمی‌توانید منکر نگاه ایران در قبال تحولات آتی در افغانستان باشید. به طور قطع هر تغییر سطح قدرت در داخل مرزهای افغانستان، رویکردهای دیگر بازیگران به خصوص ایران، چین، هند و روسیه را دست‌خوش تغییر خواهد کرد".

 

معمای نقش پررنگ پاکستان در افغانستان و منافع راهبردی چین؟!

این استاد دانشگاه به عنوان نمونه به چین اشاره کرد و ادامه داد:

"اگر مطالعاتی که در مورد چین است، و قسمت مرزهای شرقی افغانستان نگاه کنیم، در واکنش متعدد می‌بینیم چین برای امن نگه داشتن خطوط مرزی خودش، برای عدم اتصال افراط گرایان و اسلام گرایان در مرزهای خود با افغانستان، از قدرت پاکستان و نفوذ این کشور بر طالبان و دیگر گروه های افراطی استفاده می کند، حضور صد درصدی چین در پاکستان هم یک نکته کلیدی دیگر است.

از این منظر، چین بازیگر اصلی است که در استراتژی کلان امریکا قرار دارد، پاکستان شریک راهبردی چین است، اما در مذاکرات کنونی که میان امریکا و طرف افغانستان یا طالبان، تفویض چنین اختیاری به پاکستان در آن راهبرد کلان امریکا به چه معنایی می‌تواند باشد؟ من مدت‌هاست به این تصویر فکر می کنم. آیا تفویض قدرت و سهم بیشتر به پاکستان، می تواند به این معنا باشد که جایگاه هند و ایران مورد چالش قرار می گیرد، وزن چین مورد تغییر قرار می گیرد، سهم عربستان تغییر می کند و... ، منظومه قدرت در افغانستان به سمت بازیگران مورد چالش قرار می گیرد، یعنی مقابل هم قرار می گیرند.

اگر روند روابط افغانستان، ایران و هند در مورد چابهار و دسترسی به آسیای مرکزی را از سال 2012 و 2013 به این سو دنبال کنیم، این تفکرات با این مسیر روسیه و آسیای مرکزی همخوانی ندارد، اگر از زاویه نگاه راهبری امریکا در منطقه آسیای غربی و آسیای جنوبی نگاه کنیم، این تصویری که دوستان برای پاکستان ارائه دادند، برای من نمی تواند قابل فهم باشد، البته پاسخی برایش ندارم، که چه چیزی قرار است اتفاق بیافتد، ولی به نظر من این موضوع نیاز به داده ها و مکث بیشتر دارد".

 

ایران؛ نقش پررنگ پاکستان در افغانستان و مسأله خروج سربازان امریکایی

وی در ادامه به اشاره به پررنگ‌تر شدن نقش پاکستان در افغانستان و تأثیر منفی آن بر ایران تصریح نمود: "موضوع اصلی‌تر، پررنگ تر شدن نقش پاکستان در افغانستان برای ایران تأثیرات امنیتی بسیار دارد. در نتیجه سکوت ایران نمی تواند در این هنگام قابل پذیرش باشد. قطعا خروج سربازان امریکایی از افغانستان، جدای از نگاه بازیگران منطقه ای و خارجی، می تواند یک دوره گذار ناامنی را در مرزهای شرقی ایران ایجاد کند".

این پژوهشگر مسائل افغانستان با اشاره به تأثیر احتمالی توافق صلح با طالبان و ادامه موج نآرامی‌ها در کشور ادامه داد: "من وقتی با دوستان خودم در هرات صحبت می کردم، نگاه ابتدایی شان در مورد اتفاقات کابل و قرارداد صلحی که امضا شد، بسیاری می گفتند که اگر توافق امضا شود، ما کابل را ترک می کنیم و در افغانستان نمی مانیم، کابل هم حداقل برای یک دوره زمانی میان مدت، یک بازه ده ساله، جای زندگی نخواهد بود، ریسک برای ماندن در کابل، برای ما قابل پذیرش نیست. در نتیجه یکی از گزینه های استقرار حضور مهاجرین افغانستانی، ایران است؛ حالا یا در ایران می مانند، یا از آن عبور می کنند. در نتیجه مولفه‌های متعددی روی میز سیاستگذاران ایرانی قرار می‌گیرد، جدای از این که ایران در افغانستان منافعی دارد یا ندارد".

 

تیم سیاست خارجی بایدن؛ منطقه دستخوش تغییرات اساسی خواهد شد

وی در نکته پایانی سخنان خود، با اشاره به محور اصلی این نشست خبرگزاری صدای افغان(آوا) در تهران و این که در حال حاضر تمامی بازیگران درصدد فهم رویکرد و سیاست آتی دولت بایدن در قبال منطقه و جهان هستند، گفت: "باتوجه به تیم سیاست خارجی بایدن، بسیاری بر این باورند که با روی کار آمدن بایدن توازن قدرت در منطقه دستخوش تغییرات اساسی خواهد شد؛ عربستان رسما از آمریکا خواسته در مذاکرات با ایران حضور داشته باشد. تحولات جهانی در حال تغییر بوده و بسیاری از بازیگران جایگاه خودشان را باید از نو تعریف کنند، بسیاری از بازیگران از جمله پاکستان، عربستان، ترکیه و چند کشور دیگر قطعا می تواند در افغانستان تأثیرگذار باشد. این موضوع را بگذارید کنار روند صلح در افغانستان و تغییر جایگاه بازیگران در آن؛ بدیهی است که نگاه‌ها به سمت ایران دوخته شده باشد".

 

سوال دکتر بهشتی و پاسخ دکتر مروتی؛ صلح در افغانستان و نقش بازیگران همسایه

در پایان صحبت‌های دکتر مروتی، دکتر بهشتی، استاد دانشگاه در بروکسل این سال را مطرح کرد که "در حالی امریکا و ناتو در افغانستان شکست خورده و نتوانسته به اهداف مورد نظر برسد، مسئولیت همسایگان افغانستان را در قبال تحولات این کشور چگونه می‌بینید، مثل ایران، پاکستان، هندوستان، و حتی چین؟"

دکتر مروتی در این مورد پاسخ داد: "قطعا هیچ صلحی در افغانستان بدون حضور بازیگران داخلی و کشورهای همسایه محقق نخواهد شد، اما نکته قابل تأمل در مورد جایگاه جمهوری اسلامی ایران در افغانستان است که باید یک مقدار شفاف در موردش صحبت کنیم و حقایق صحنه و میدان را هم بپذیریم. ما در حال حاضر با یک موضوعی مواجه هستیم که در افغانستان حضور یک بازیگر به معنای حذف بازیگر دیگر است. یعنی این ادبیات در افغانستان وجود دارد و نمی توانیم آن را انکار کنیم که به هر میزان سطح قدرت یک بازیگر مثلا ایران در افغانستان افزایش یابد، بازیگر درگیر مثلا پاکستان احساس باخت و ـ شاید ـ تهدید منافعش را داشته باشد".

بر این اساس وی در مورد  راه حل تصریح نمود: "به نظر من راه حل این است که باید بازیگران اصلی که در منطقه حضور دارند، در مورد سهم، جایگاه و نقش خودشان در افغانستان به یک توافق و تفاهم برسند. صحبت های جداگانه با پاکستان، ایران، چین، هند یا روسیه قطعا به سرانجام نخواهد رسید، ما بخواهیم یا نخواهیم واقعیت میدان این است".

این پژوهشگر مسائل افغانستان با اشاره به حضور در یک نشست با پژوهشگران پاکستانی در مورد روند صلح در افغانستان، خاطرنشان کرد: "نگاه یا خط اصلی در نگاه پژوهشگران پاکستانی این بود که این کشور حق خودش می داند که به عنوان بازیگر اول در افغانستان قرار بگیرد، قطعا این نگاه از طرف ایران مورد پذیرش قرار نمی گیرد و این نگاه صفر و صدی باعث می شود هیچ‌گاه راه حلی برای افغانستان پیدا نشود".

 

ضرورت گفتگویی میان بازیگران منطقه‌ای در مورد افغانستان

بر این اساس، وی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: "اولین و مهمترین مولفه برای پذیرش حضور بازیگران این است که یک گفتگویی میان بازیگران منطقه ای بدون توجه به این که ما می خواهیم برای صلح افغانستان تصمیم بگیریم، اتفاق بیفتد. بازیگران خارجی در مورد سطح، جایگاه و نقش خود در افغانستان صحبت کنند و به توازن و تفاهمی دست پیدا کنند و دریابند که افغانستان مطلوب از دید آن‌ها به چه معناست؟ اجماع نظرات گرفته شود و روی آن توافق صورت گیرد. همین روند هم باید درباره بازیگران داخلی افغانستان پیش برود و افغانستان به جز مسیر گفتگو، مسیر دیگری ندارد. در گام بعدی ما می توانیم در مورد آینده صلح افغانستان صحبت کنیم".

 

#چشم_‌انداز_روند_صلح_افغانستان

#پیروزی_جو_بایدن

#خبرگزاری_صدای_افغان

#بازیگران_داخلی_و_خارجی_در_صحنه_افغانستان

#پاکستان

#ایران

#چین

#هند

#روسیه

#توافقنامه_صلح_امریکا_و_طالبان

#مذاکرات_دوحه

#دولت_افغانستان

#خروج_امریکا_از_افغانستان

#خروج_مسئولانه

#طالبان

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement