کد خبر 205577
تاریخ انتشار: پنج شنبه 6 قَوس 139912:41

به بهانه روز جهانی محو خشونت علیه زنان؛

مَردوارگی و برابری‌خواهی؛ بزرگترین نوع خشونت علیه زنان/ برابری جنسیتی ظلم در حق زن است

مبنای حقوق زن و کرامت او در نگاه برابری‌خواهی که مرد را میزان و در یک کفه ترازو قرار می‌دهد و با کمک الفاظ فریبنده زن را در کفه دیگر با مردوارگی هم‌سطح مرد قرار می‌دهد فرصت بزرگ شدن و کمال را از ماهیت انسانی زن سلب می‌کند و انتهای مبارزه را رسیدن به مقام مرد در قالب قوانین وضعی تعریف می‌کند لذا زن در این رقابت نفس‌گیر وقتی خیلی موفق خواهدبود که تبدیل به یک مرد شود و این آغاز بحران هویت است.

سکینة‌السادات پاد*/ 25 نوامبر 1960 در واقع شروعی برای توجه به خشونت علیه جنسیت زن در عرصه بین‌المللی شد. صرف نظر از اینکه مقتولین در آن روز چه جنسیتی داشتند سلب حیات و قتل خشونتی است غیرجنسیتی، اما قتل خواهران میرابان نقطه ثقل کانونی را بر جنسیت آنها متمرکز کرد و به بهانه‌ای برای توجه به ابعاد خشونت علیه زنان تبدیل شد.

 

فاصله 21 ساله برای نامگذاری این روز یعنی #روز_جهانی_منع_خشونت_علیه_زنان در سال 1981 و تلاش مستمر تا 17 اکتبر 1999 که در مجمع عمومی سازمان ملل 25 نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان تصویب گردید، اگر چه به ظاهر در راستای احقاق حقوق  زنان در ساحت ساختارهای بین‌المللی و اجماع بین المللی اتفاقی رخ داده است، اما کماکان در عمل براساس آمار رسمی سازمان ملل 35 درصد زنان جهان در طول عمرشان تحت خشونت‌های جسمی، روانی و آزار جنسی قرار می‌گیرند و پژوهش‌های سازمان جهانی بهداشت هم پرده از واقعیت تلخ دیگری برمی دارد که در هر 18 ثانیه یک زن مورد آزار قرار می‌گیرد.

 

آمارهای اعلامی از جانب مراجع بین المللی در خصوص خشنونت علیه زنان دارای جامعیت هم از جنبه تفسیر و تحلیل مفهوم خشونت و هم از جنبه استاندارد دوگانه در اعلام خشنونت دارای نقص وتبعیض ناروا و غیرمسولانه می‌باشد بالاترین نوع خشونت علیه زن این است که او راوادار به مردوارگی و برابری‌خواهی برخلاف مقتضیات آفرینش بکنند و چنان در این عرصه او را به میانه آورند که در پایان ماجرا بازنده واقعی زن باشد.

 

کمپانی‌های اقتصادی، پشت پرده‌های منفعت طلبانه مبتنی بر فلسفه تلذذ وتنزل یافته انسان در حد فیزیولوژیکی الفاظ فریبنده آزادی هم رونق اقتصادی و تلذذش در ابزارگونگی زن است. تلذذش خشونت در این تفسیر در قالب کلاه‌برداری مدرن از زن به گونه‌ای است که هم ژست جانب‌دارانه مدافع #حقوق_زن دارد و هم‌زمان کلاه چند منظوره بر سر خاتون‌های عالم می‌گذارد.

 

اینکه در عمل و اجرا نام‌گذاری این روز و حتی قطعنامه 1325 سال 2000 شورای امنیت سازمان ملل تا چه میزان توانسته است احساس امنیت و رضایت مندی در زن ایجاد کند هرگز مورد پایش واقعی قرار نمی‌گیرد، چرا که مبنای حقوق زن و کرامت او در نگاه برابری‌خواهی که مرد را میزان و در یک کفه ترازو قرار می‌دهد و با کمک الفاظ فریبنده زن را در کفه دیگر با مردوارگی هم‌سطح مرد قرار می‌دهد فرصت بزرگ شدن و کمال را از ماهیت انسانی زن سلب می‌کند و انتهای مبارزه را رسیدن به مقام مرد در قالب قوانین وضعی تعریف می‌کند لذا زن در این رقابت نفس‌گیر وقتی خیلی موفق خواهدبود که تبدیل به یک مرد شود و این آغاز بحران هویت است.

 

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در بیانی به مناسبت روز زن می‌فرمایند در مسأله زن ما از غرب طلب‌کاریم نه غرب از ما و خطاب به غرب می‌گوید شما به بشریت عموما و به زن خصوصا خیانت کرده اید با کشاندن زن و مرد به وادی ابتلائات جنسی و برافروختن و دامن زدن به آتش زیاده روی‌های جنسی بی‌قانون و بی‌نظم در جامعه با آوردن زن به شکل متبرج به وسط میدان.

 

این جملات و عبارات برای بنده که وکیل هستم و آسیب‌های حوزه زنان و خانواده را ملموس حس می‌کنم دارای صورت عینی در پرونده‌هایی است که به دلیل رفتارهای بی‌نظم و بیگانه با هنجارهای بومی و دینی روح و جسم یک زن را مورد خشونت قرار داده هم در جایی که همسرش مرتکب اشتباهات شده است و هم در جاهایی که خود او ناخواسته خود را در معرض انواع خشونت قرار داده است. بنابرین براین عقیده هستم که عقلای عالم می‌دانند هرگز  از دل بزرگ‌داشت‌ها و نام‌گذاری‌های صوری خشنونت علیه زنان به طور واقعی برچیده نمی‌شود، چرا که در خیانت بزرگی که زن را با استحاله فکری و مردوارگی به نوعی قیام علیه خودش فرا می‌خوانند او را وارد بازی با باخت تضمینی می‌کنند.

 

شاهد مثال مستند و مستدل بر غیرواقعی بودن اراده جدی بین‌المللی در حذف کامل خشونت را می‌توان در انفعال و بیهودگی نقش‌آفرینی #سازمان‌_های_مدافع_حقوق_زنان در قبال خشونت‌های صورت گرفته و تحمیلی بر زنان ایران اسلامی در 8 سال دفاع مقدس وآسیب‌های روحی شدید ناشی از آن، نظیر پرپر شدن عشق‌های واقعی خود اعم از همسران و فرزندان، آوارگی ناشی ازجنگ و سلب حداقل‌های امکانات رفاهی، آسیب‌های ناشی از تحریم‌های ظالمانه نظام سلطه در حوزه دارو و درمان که دامان زنان را به طور غیرمستقیم و هم اعضای خانواده آنها راگرفته از مقوله بدترین خشنونت روحی علیه آنها است، خشنونت علیه زنان در سوریه و عراق با جنایت‌های خشن گروه‌های تروریستی دست‌ساز نظام سلطه اعم از جنایت جهاد النکاح، بحران‌های روحی ناشی از بارداری‌های این خشونت‌های غیرانسانی و کودکانی که هم علیه خودشان خشونت سیستماتیک شده است و هم مادرانی که روحشان جریحه‌دار و دردمند فرزندان مفقود خود است.

 

جنایات علیه زنان مسلمان در جنگ صربستان و بوسنی، جنایت‌های لشکرکشی آمریکا و ناتو به عراق و هتک حرمت زنان عراقی، رنج حاصل از تحجر طالبان در افغانستان و دختران بیگناه ایزدی کورد که هم‌زمان مورد انواع تجاوز و خشونت قرار گرفته‌اند و دختران مسلمان فرانسه که تحت خشنونت اصول لائیسیته محروم از حقوق اجتماعی و رفاهی و تفریحی واقع می‌شوند، زنان و کودکان یمن و آمار تکان‌دهنده کشتار ناشی از جنگ  مستقیم تحت حمایت آمریکا همه و همه حکایت از یک فریب سیستماتیک و خشونت نظام‌مند علیه جنس زن دارد؛ خشونتی که در استانداردِ دوگانه جزیی از آمار لحاظ نشده و نمی‌شود.

 

سیاست‌های مبتنی بر منفعت، حتی زن این مخلوق لطیف و دوست داشتنی را در خدمت سیستم ظالمانه‌ی خود تحت ظلم سیستماتیک قرار می‌دهد و #برابری_جنسیتی را به جای #عدالت_جنسیتی رواج می‌دهد تا تمامی امتیازات اصیل و مبتنی بر آفرینش زن را رندانه از او بگیرد و جالب است در این حق‌زدایی زن را علیه خودش می‌شوراند.

 

اما انچه که در جمهوری اسلامی ایران گاهاً در این روزها و به تبعیت از تحرکات بین المللی دیده می‌شود  و شاخص را با اسناد بین‌المللی تنظیم می‌کند، اشتباه راهبردی است. نظام اسلامی مبتنی بر مبانی اسلام با رویکرد انسان‌محوری نه جنسیتی و مبتنی بر عدالت و حتی تبعیض روا به نفع زن در نهادهای حقوقی مثل نفقه، مهریه، اجرت المثل و... اگرچه در اجرا دارای نقض‌های کارکردی می‌باشد و نیز با نگاه کریمانه به زن در کلام بزرگان دین نمونه‌های روشنی از سیاست‌های کلی اسلام در کرامت زن و منع خشونت نظیر زن ریحانه است، و یا تقدم در مهربانی به دختر و شناسایی و به رسمیت شناختن کلیه حقوق بنیادین انسانی نظیر حق داشتن شغل، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن و حقوق اقتصادی و ...که نیاز به پاره‌ای اصلاحات و روزآمد شدن دارد برای زن  است.

 

نهایی شدن لایحه صیانت از کرامت و امنیت زن در مقابل خشونت بیش از یک سالی است که در قوه قضاییه نهایی و تحویل دولت محترم شده است؛ لایحه ای که اگر چه کامل نمی‌باشد و بر اساس ظرفیت بزرگ فقه و دین می‌تواند کامل‌تر در خدمت کرامت زن و سلب خشونت از او قرار گیرد اما بلاتکلیف مانده است و بانوان بر مسند نشسته ترجیح می‌دهند کماکان با ادبیات ژونالیستی مراسم بزرگداشت و نکوداشتِ روزهایی راکه مصوبه بین‌المللی دارد باصدای بلند برپا دارند.

 

اگر بانوان دارای مسوولیت و اشغال‌کنندگان ظرفیت‌های قانونی بر بسترهای برآمده از انقلاب اسلامی چه بر اساس تغییری که در رویکرد و سیاست‌های کلی نظام به زن و خانواده مبتنی بر عدالت جنسی شده است و چه قوانین ناشی ازحقوق زنان که فاصله ایجاد آنها با مبارزات فمینستی در غرب بیش از هزار و صد سال می‌باشد تمرکزکنند، با بروز رسانی و تنقیح و تقنین و نظارت بر اجرای قوانین بیشترین خدمت را به زنان کرده‌اند. به وظایف خود عمل کنید بعد هم اگر وقت رخصت داد برای خواهران مظلوم میرابال و خیانت بزرگ غرب به زن مرثیه بخوانید.

 

*وکیل پایه یک دادگستری – معاون حقوقی مؤسسه بین المللی حقوق بشری صلح زیبا – دانش‌پژوه مقطع دکتری حقوق عمومی

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement