این عملیات، دارای ابعاد بسیار پیچیده استخباراتی است که اگر به طور دقیق، موشکافانه و مسئولانه، ارزیابی شود، به احتمال قوی، سرنخ های آن به یک یا چند سفارتخانه قدرت های زورمند خارجی یا دستگاه های امنیتی و جاسوسی وابسته به آنها می رسد؛ در غیر آن، حمل و نقل و استقرار و شلیک ۲۳ راکت، از عهده چند تروریست آماتور و پابرهنه برنمی آید.

 

 

در پی #حملات_راکتی صبح امروز در کابل، سفارت امریکا وضعیت امنیتی را برای شهروندان امریکایی «ناپایدار» اعلام کرد.

 

سفارت امریکا با نشر اعلامیه‌ای به شهروندان امریکایی درباره سفر به افغانستان هشدار داد.

 

به گفته این سفارت، تهدیدهای جدی هنوز متوجه شهروندان امریکایی است.

 

#سفارت-امریکا به شهروندانش در کابل که هنوز می‌خواهند بمانند، توصیه کرده که بر همه برنامه‌های امنیت شخصی‌شان تجدید نظر کنند.

 

همچنین به شهروندان امریکایی در کابل توصیه شده که از محیط‌ شان آگاهی داشته باشند و علاوه بر پی‌گیری رسانه‌ها، دقت‌شان را حفظ کنند.

 

صبح امروز ۲۳ راکت بر بخش‌هایی از شهر کابل اصابت کرده‌است.

 

یکی از راکت‌های شلیکشده در محوطه سفارت ایران فرود آمده‌است.

 

طالبان هم گفته اند که این حملات کار جنگجویان این گروه نیست؛ اما دولت گفته است که این حمله کار «طالبان تروریست» است.

 

صرف نظر از اینکه حملات راکتی صبح امروز کار کدام گروه تروریستی یا غیر تروریستی بود، وقوع این رویداد، بر حجم و دامنه نگرانی ها افزوده و مردم را در هراسی عمق فروبرده است.

 

در این میان، هشدار امنیتی سفارت امریکا در کابل نیز دامنه پرسش ها و ابهامات موجود در این زمینه را گسترش داده است؛ زیرا از دید ناظران مسایل امنیتی، این هشدار نشانگر آن است که وضعیت به اندازه ای وخیم است که حتی شهروندان امریکایی هم در امان نیستند؛ افرادی که دولت شان طرف صلح با طالبان است و بر دستگاه های امنیتی کشور، کنترل  کامل دارد.

 

گروهی از کارشناسان، حتی معتقد اند که حملات راکتی صبح امروز و در پی آن، انتشار اعلامیه هشدارآمیز سفارت امریکا به مثابه جنگ های فزیکی و روانی، ریشه های یگانه ای دارند و خبر از وقایع مهم در پشت پرده می دهند.

 

به باور آنها شلیک ۲۳ راکت از داخل پایتخت به نقاط مختلف شهر، بدون همکاری و حمایت گسترده و پیچیده اطلاعاتی و استخباراتی قدرت های خارجی و سازمان های داخلی، امکان پذیر نیست. بسیاری از شهروندان نیز این پرسش ساده اما بسیار مهم را مطرح کرده اند که چگونه ممکن است که یک شبکه تروریستی، یک موتر سنگین حامل ده ها موشک و یک موشک انداز را از دروازه های پایتخت با فیلترهای شدید و سختگیرانه امنیتی مجهز به دروازه های هوشمند، سگ های ردیاب و افسران آموزش دیده، عبور دهد و با آرامش کامل، آن را در مکانی عمومی، مستقر کرده و شلیک کند؟

 

به باور مردم و کارشناسان مسایل امنیتی، این عملیات، دارای ابعاد بسیار پیچیده استخباراتی است که اگر به طور دقیق، موشکافانه و مسئولانه، ارزیابی شود، به احتمال قوی، سرنخ های آن به یک یا چند سفارتخانه قدرت های زورمند خارجی یا دستگاه های امنیتی و جاسوسی وابسته به آنها می رسد؛ در غیر آن، حمل و نقل و استقرار و شلیک ۲۳ راکت، از عهده چند تروریست آماتور و پابرهنه برنمی آید.

 

اما این تنها ظاهر ماجرا است و به نظر نمی رسد که #نا_امنی_های_مرگبار_کابل، تنها به همینجا ختم شود. هشدار امنیتی سفارت امریکا نیز مدلول های بسیار معنادار دیگر دارد؛ از جمله اینکه وضعیت، جنگی است، پروژه سقوط کلید خورده است، طالبان به عنوان متحدان امریکا با آخرین توان در صدد شکست دولت هستند. اراده آنها به ویژه پس از خروج بخش بزرگ نیروهای امریکایی و احتمالا دیگر نیروهای خارجی حتی زودتر از زمان مشخص‌شده در توافق‌نامه دوحه، دوبرابر شده است و امریکا هم در پشت پرده از این پروژه براندازی، حمایت همه جانبه می کند؛ زیرا علیرغم هشدارهای مکرر،  شرایط بحرانی افغانستان را نادیده گرفت و دستور خروج نظامیان خود را صادر کرد.

 

اینکه یک نیروی اشغالگر، کشور را ترک می کند، بی تردید رویدادی مغتنم و مبارک است؛ اما مساله این است که این خروج باید مسئولانه صورت می گرفت. امریکا به عنوان رهبر و آغازگر جنگی که اکنون از مردم و نیروهای امنیتی افغانستان قربانی می گیرد، در قبال هر رویداد تروریستی در کشور، مسئولیت دارد و باید پاسخگو باشد. برخلاف مفاد بیانیه هشدارآمیز سفارت امریکا در کابل، ایالات متحده تنها مسئول حفاظت از جان شهروندان خودش نیست؛ بلکه یکی از عوامل مستقیم یا غیر مستقیم خون هایی که همه روزه در افغانستان، ریخته می شود، امریکا و نیروهای امریکایی هستند؛ زیرا آنها برای جنگ با تروریزم به کشور لشکرکشی و آن را اشغال کردند؛ اما امروزه نه تنها با تروریزم مبارزه نمی کنند؛ بلکه حتی با تروریست ها پیمان صلح امضا کرده و در حال ترک افغانستان هستند. در این میان، مردم افغانستان، تاوان خونین و مرگبار یک بازی فریبکارانه و خاینانه را می پردازند که توسط سردمداران واشنگتن، اجرا می شود.

 

روزهای تیره و سیاه پایتخت نیز از آثار و پیامدهای غیر قابل اجتناب رویکرد خیانتکارانه واشنگتن است که البته دولتمردان فاسد کابل حتی جسارت طرح این مسایل در چارچوب پیمان های استعماری امضاشده با امریکا را هم ندارند و نمی توانند از امریکا به عنوان شریک و هم پیمان و حامی خود در قبال این بی مسئولیتی خاینانه، سؤال کنند و سهم و نقش آن کشور در مبارزه با تروریزم و حفاظت از جان و امنیت مردم افغانستان را به چالش بکشند.

 

 

 

 

 

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement