کد خبر ۲۰۴۵۹۰
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۱ عَقرَب ۱۳۹۹ ۰۹:۵۸

مردم غایب بزرگ تقابل و تعامل دولت - طالبان

آقای غنی اگرچه به عنوان یک عنصر تکنوکرات تحصیل‌کرده غرب، درک عمیقی از جمهوریت و لوازم آن دارد؛ اما در عمل، مثل رهبران یک قبیله بدوی رفتار می‌کند و به جای مدارا و تساهل و شکیبایی و تحمل، با نهایت تعصب و تنگ‌اندیشی نسبت به قدرت، نگاه می‌کند و به جمهوریت و مردم‌سالاری و انتخابات، تا آنجا باور دارد که زمینه‌ساز توجیه و تمدید قدرت او شود. از این نظر، تفاوت زیادی میان طالبان و اشرف غنی وجود ندارد. یعنی جمهوریت مورد ادعای آقای غنی نیز در مقام عمل، فرق چندانی با امارت طالبانی ندارد؛ زیرا در هر دو مورد، مردم هیچ جایگاهی ندارند و برای هر دو طرف، رسیدن به قدرت، هر رفتاری را توجیه می‌کند.

اشرف‌ غنی؛ رییس جمهوری با سخنرانی در نشست مجازی رهبران سازمان همکاری شانگهای درباره روند صلح، حفظ قانون اساسی و گسترش روابط با کشورهای عضو صحبت کرد.

 

آقای غنی گفت که نظرسنجی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که تنها چهار تا هشت درصد مردم از طالبان حمایت می‌کنند و ۷۵ تا ۸۵ درصد حامی جمهوریت اند.

 

او تاکید کرد که تحمیل اراده اقلیت بر اکثریت مطلق، می‌تواند فقط منجر به درگیری طولانی‌مدت شود.

 

#اشرف‌_غنی گفت که با وجود چالش‌های گسترده که دامن‌گیر افغانستان است، صلح اولویت دولت است.

 

به گفته او، برای شروع #مذاکرات_صلح با طالبان، با اتخاذ تصمیم‌های سخت به عنوان رییس جمهور یک کشور و عضو جامعه، «شهامت» کرده؛ اما در عین حال طالبان خشونت‌ها را خلاف تعهد افزایش داده‌اند.

 

وی افزود که جمهوریت و اصول حقوق برابر شهروندان که در قانون اساسی درج است، زمینه‌های ادغام مسالمت‌آمیز طالبان در سیاست، اقتصاد و جامعه افغانستان دموکراتیک را فراهم می‌سازد.

 

ادعای رییس جمهوری درباره حمایت ۴ تا ۸ درصد مردم از طالبان و حمایت ۷۵ تا ۸۵ درصد مردم از جمهوریت که او آن را معادل دولت خود به کار می گیرد، تاکنون ثابت نشده است. او مثل بسیاری از موارد دیگر، این بار نیز در زمینه اثبات آمار و ارقام شگفت انگیزش هیچ سندی ارائه نکرد.

 

با این حال، واضح است که بسیاری از #مردم_افغانستان، جمهوریت را ترجیح می دهند و از استقرار یک رژیم طالبانی‌ بیزار اند؛ اما موضوع مهم این است که چرا آقای غنی، خود و دولت خویش را مساوی با جمهوریت می داند؟

 

واقعیت این است که جمهوریت در افغانستان، از همان ابتدا یک ادعای موهوم و رویاپردازانه بود. محصول جمهوریت هرگز در زمین استبداد و اقتدارگرایی و دیکتاتوری های قوم پرست و قبیله گرا بار و بر نمی دهد.

 

آقای غنی اگرچه به عنوان یک عنصر تکنوکرات تحصیل‌کرده غرب، درک عمیقی از جمهوریت و لوازم آن دارد؛ اما در عمل، مثل رهبران یک قبیله بدوی رفتار می‌کند و به جای مدارا و تساهل و شکیبایی و تحمل، با نهایت تعصب و تنگ‌اندیشی نسبت به قدرت، نگاه می‌کند و به جمهوریت و مردم‌سالاری و انتخابات، تا آنجا باور دارد که زمینه‌ساز توجیه و تمدید قدرت او شود.

 

از این نظر، تفاوت زیادی میان طالبان و اشرف غنی وجود ندارد. یعنی جمهوریت مورد ادعای آقای غنی نیز در مقام عمل، فرق چندانی با امارت طالبانی ندارد؛ زیرا در هر دو مورد، مردم هیچ جایگاهی ندارند و برای هر دو طرف، رسیدن به قدرت، هر رفتاری را توجیه می‌کند.

 

او در طول چند سال حاکمیت خود، کمتر از دیگر دشمنان #جمهوریت، در تضعیف آن نکوشید. پیروزی آقای غنی در دو انتخابات ریاست جمهوری نه تنها بازتاب دهنده مشروعیت مورد نیاز رهبر برگزیده در یک نظام جمهوری نبود؛ بلکه تقلای بی وقفه او برای تعلیق و تضعیف المان های جمهوریت با اعمال تقلب های سیستماتیک، برگزاری انتخابات حد اقلی، محرومیت کامل ولایت بزرگ غزنی از حق مشروع و دموکراتیک انتخاب و انتخابات، دستبرد و اعمال نفوذ مستمر در فرایند شمارش آرا و نتیجه انتخابات حتی با شکستن دروازه مرکز شمارش آرا یا انتصاب مهره های وفادار به خود در سمت های حساس و کلیدی انتخاباتی و... تنها بخشی از اقدامات آقای غنی علیه جمهوریت و مردم سالاری بوده است.

 

عدم برگزاری به هنگام انتخابات پارلمانی، شوراهای ولایتی، شوراهای ولسوالی و شهرداری ها، و دخالت سازمان دهی شده در نتیجه انتخابات پارلمانی که بازهم بدون حضور و مشارکت مردم غزنی برگزار شد، از دیگر مواردی است که می توان به عنوان ضدیت آقای غنی با اصل جمهوریت نظام به حساب آورد.

 

افزون بر اینها تخطی و تخلف پیوسته از اصول صریح قانون اساسی، اداره چندین ساله دولت با سرپرست ها و عدم معرفی وزرا برای کسب رأی اعتماد به مجلس، صدور فرامین اجرایی بی شمار و وتو کردن تصمیمات پارلمان در خصوص مسایل کلان ملی، انحصارگرایی در روند صلح، آزادی هزاران زندانی جنایتکار طالبان، عدم پاسخگویی در برابر مردم افغانستان و... هم از دیگر مواردی است که پیش از آنکه بازتاب دهنده جمهوریت باشد، نشانگر اقتدارگرایی و دیکتاتوری بوده است.

 

بر این مسایل می توان ناامنی های لجام گسیخته را نیز اضافه کرد که هیچیک از مهره های امنیتی دولت آقای غنی حاضر نیستند مسئولیت آن را بر عهده بگیرند و یا به دلیل ناتوانی، ناکامی، بی مسئولیتی و فساد، استعفا دهند.

 

با این حساب، آقای غنی چگونه خود و دولت اش را نماینده جمهوریت می داند و با اتکا به آمار و ارقام هوایی، نتیجه می گیرد که ۷۵ تا ۸۵ درصد مردم از جمهوریت، حمایت می کنند؟

 

ترس و تنفر مردم از طالبان را هرگز نباید به حساب حمایت بی چون و چرای آنها از اشرف غنی نوشت. از سوی دیگر، حساب دولت اشرف غنی از نظام سیاسی جمهوری و قانون اساسی، کاملا جداست. جمهوریت و قانون اساسی هم مثل مردم افغانستان، در نتیجه قانون شکنی، فساد، اقتدارگرایی، جاه طلبی و سوء مدیریت دولت آقای غنی، تضعیف گشته و به حاشیه رانده شده اند.

 

نتیجه اینکه مردم همچنان غایب بزرگ تقابل و تعامل دولت و طالبان هستند و هیچکدام از دوطرف این منازعه، قائل به حضور و نقش مؤثر و معنادار مردم در فرایند تصمیم گیری‌‌ها نیستند.

  

 

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement