کد خبر ۲۰۴۴۱۲
تاریخ انتشار: يکشنبه ۱۸ عَقرَب ۱۳۹۹ ۱۶:۱۸

هشدار دکتر حمید عزیزی:

جنگ صلیبی جدید غرب با مسلمان در میدان افغانستان/ کشورهای اسلامی در افغانستان به اشتراک منافع برسند و نقش خود را خردمندانه ایفا کنند

یک پژوهشگر مسائل افغانستان و ##سخنگوی_سابق_حزب_اسلامی در نشستی که از سوی خبرگزاری صدای افغان(آوا) در تهران برگزار شده بود، با تأکید بر فرضیه ##جنگ_صلیبی جدید در ##میدان_افغانستان و تلاش امریکا و غرب برای زمینه‌سازی و سازماندهی ##رویارویی_کشورهای_اسلامی در داخل میدانی به نام افغانستان، از کشورهای اسلامی خواست تا در مسایل افغانستان به عنوان یک نقش اصلی و تعیین کننده وارد شوند، اختلافات و رقابت های خود را کنار بگذارند، اعتماد افغان ها را به دست آورده و اگر حتی تضاد منافع دارند، حداقل این تضاد منافع شان را در میدان افغانستان به یک اشتراک منافع تبدیل کنند.

 

(آوا) ـ تهران: دکتر در سخنانی در نشست هم‌اندیشی که از سوی دفتر نمایندگی در تهران برگزار شده بود، قصه جنگ و صلح در منطقه را بحث جنگ امریکا و رقابت های این کشور با روسیه، چین و هم‌چنین با کشورهای اسلامی خواند و آن را در دو بعد اصلی طبقه‌بندی کرد.

 

در مقابل اسلام در محور افغانستان

به گفته وی، در بُعد اول، جنگ امریکا در منطقه با چینی‌ها و روس‌ها ادامه تقابل قبلی آن‌ها در قالب نظام سرمایه‌داری در مقابل نظام سوسیالیستی است که برای رهبری جهان و اصطلاحا اول نمره بودن در جهان همچنان ادامه دارد، اما جنگ هایی که مجموعا در کشورهای اسلامی تعریف می‌شود، جنگ ایدئولوژیکی است که ایران، افغانستان، عربستان، ترکیه و دیگر کشورهای اسلامی برای آن هیچ فرقی ندارد.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: این جنگ به نظر شخصی من، جنگ صلیبی در مقابل اسلام است.

وی در این مورد توضیح داد: "در چارچوب جنگ صلیبی در یک کشوری بر فرض مثل کسی به روی کار آورده می شود تا دین در آن کشور توسط خود او فلج شود، یا در کشور دیگری کودتا صورت می‌گیرد تا نظام به هرج و مرج برود و جامعه متشنج شود. در کشور دیگر مثل طبق اخباری که امروز  منتشر شد، بیش از 290 شبکه رسانه‌ای علیه‌اش تبلیغات می‌کنند و باید تحریم‌ها را هم در کنارش او اضافه کرد. در فضایی مثل افغانستان نیز فضای جنگ جبهه‌ای و جنگ گرم را باز می‌کنند".

دکتر عزیزی تصریح کرد: "من تمامی این چهار نوع درگیری و انواع مختلف دیگری که در دیگر نقاط مختلف دنیا وجود دارد، را در قالب یک بخش تحت عنوان جنگ صلیبی دسته بندی می کنم. در این جنگ، یک طرف مسلمین و در طرف دیگر همان صلیبی‌هایی که در زمان جنگ صلیبی با هم متحد بودند، حضور دارند. کشورهای مختلف از فرانسه بگیر تا انگلستان، که همگی با یکدیگر در یک قالب به میدان می آمدند، امروز هم در قالب ناتو یا در قالب ماموریت قاطع در افغانستان فعالیت می کنند".

این استاد دانشگاه با بیان این‌که جهان غرب بر مبنای یک تضاد و تقابل ایدولوژیک در مقابل اسلام قرار دارد، توضیح داد: "شما هرچند سال می بینید گاهی در دنمارک، گاهی در فرانسه و یا امریکا، یک بار قرآن  می‌ سوزانند، یک دفعه به پیامبر توهین می کنند، کاریکاتور می کشند، و هر کدام حرکتی انجام میدهند، اما هیچ کدام از این مدعیان حقوق بشر واکنش نشان نمی دهند؛ به این خاطر که جبهه، برنامه، مسیر و اهداف یکی است".

وی با اشاره به افغانستان تصریح نمود: "هر کدام از این افرادی را که امروز امریکایی ها در داخل افغانستان بر روی قدرت می آورند، در هر سطحی، هیچ کدام از کشورهای دیگر غربی از استرالیا در آن سمت دنیا بگیرید تا دنمارک، سویدن، آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا مخالفت و ملاحظه‌ای در مورد آن شخص ندارند، اما در مورد افرادی که مربوط به و یا به عبارتی دوست و متحد کشورهای اسلامی هستند، بحث های مختلفی مطرح می شود".

دکتر عزیزی گفت: "اما تاسف جایی است که در همین جبهه اسلامی پراکندگی زیادی وجود دارد. جبهات جنگ به شکل های مختلف در کشورهای اسلامی وجود دارد و یک تعداد زعمایی در قدرت و رأس این کشورها قرار دارند که در حقیقت من آنها را ماموران استخباراتی کشورهای استعمارگر می دانم. این قدرتمندان ظاهرا مسلمان هم با ملت خود می جنگند و هم با کشورهای اطراف خود".

 

نقش چهار کشور اصلی جهان اسلام در قضایای افغانستان

وی با اشاره به وضعیت جهان اسلام تأکید کرد که 4 کشور اصلی را می‌توان در قضایای افغانستان تعریف کرد؛ پاکستان، ایران، عربستان و ترکیه.

این پژوهشگر مسائل افغانستان در مورد نقش هر یک از این کشورها چنین توضیح داد:

پاکستان متاسفانه کشوری است که حداقل در طول 50 سال گذشته حیات و بقای خود را در بحران در افغانستان دیده، ‌چرا که پاکستان در نتیجه بحران در افغانستان در سیاست جهانی مورد توجه قدرت های بزرگ قرار گرفت؛ کمک های آنها را به دست آورد، منابع تسلیحاتی بالایی را کسب کرد، دانش و تکنولوژی بالایی را حتی برای داشتن سلاح های پیشرفته در اختیار گرفت و توانست تا امروز خود را سر پا نگه دارد. اما زبان رسمی که در ساختار اجتماعی،‌ روزهای تعطیلی، نامگذاری خیابان ها، سرک ها، جاده ها و همچنین در ساختار دولتی این کشور بیشتر کاربرد دارد، زبان اصلی این سرزمین و مردم آن نیست. نام‌گذری بسیاری از خیابان‌های فرعی و غیرفرعی با سیستم انگلیسی است. روزهای تعطیلی شان روزهای غیراسلامی است و مسایل مختلف دیگر. بنابراین پاکستان با در پیش گرفتن سیاست مخرب خود در افغانستان تلاش کرده که یک بخش بزرگی از منابعی که در این سرزمین است را نابود بکند. پاکستان به صورت بنیادی تلاش کرده که سیستم های آموزشی و تحصیلی را در افغانستان فلج کند. در مناطق جنوبی و پشتون‌نشین عملا مدارس و مکاتب تعطیل است، عملا دانشگاه‌ها وجود ندارد و یا به صورت انگشت شمار است. حتی در مناطق مرکزی و شمالی هم امروز ما حمله هایی را می بینیم مثل اینکه در بعضی آموزشگاها و دانشگاه کابل می بینیم.

ـ کشور دیگر عربستان است. نقش این کشور حداقل بعد از خروج اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان تقریبا منفعل بوده و نقش پررنگ و برجسته ای نداشته است، به خاطر این‌که آنها در داخل خاندان شاهی و فضاهایی داخلی خود عربستان مشغول بودند. ‌البته نمی توانیم بگوییم کاملا غیرفعال بودند. آنها هم نقش خود را داشتند.

ـ کشور ترکیه هم متاسفانه نقش هدفمندی دارد، اما هدفندی نقش آن کشور بیشتر بر مبنای نژاد و بعضی سیستم‌های خاص قومی بوده و است.

 

نقش ایران در مسائل افغانستان

وی در مورد نقش جمهوری اسلامی ایران در افغانستان ادامه داد:

"من می‌خواهم استفاده کنم از یک جمله آقای ظهره‌وند که گفتند شفافیت در مناسبات ایران و افغانستان یک امر بسیار ضروری و مهم است. همانطوری که اشاره کردند، برادر در حق برادر چیزی جز فداکاری و گذشت ندارد. همانطوری که جمهوری اسلامی افغان ها را با آغوش باز پذیرفت و پذیرایی کرد، افغان ها هم با اخلاص تمام در دفاع مقدس، جنگ سوریه و قضایای دیگر دوشادوش ایرانی ها ایستادند. افغان‌ها در ساختن و آباد کردن این سرزمین شانه دادند و اصطلاحا به عنوان مرد کمر بسته در کنار برادران خود ایستادند و این نقش و جایگاه را برای خود یک افتخار دانستند. هر خانه ای که به افغانها پناه داده، افغانها آن خانه را آباد کرده اند و این سرچشمه گرفته از روحیه ی اخوت دینی و اسلامی مردم افغانستان است"

 

ویژگی افغان‌ها؛ دشمنی با غیرمسلمین

این سخنگوی سابق حزب اسلامی بر مبنای فرضیه‌ای که در قالب جنگ صلیبی در افغانستان مطرح کرد، تصریح نمود: مجموعا بافت و ساختار افغانستان یک خصوصیت بسیار ویژه‌ای دارد و آن، این‌که میل تفنگ افغان ها یا دشمنی شان به سمت مسلمین نیست، بلکه به سمت غیرمسلمین است. شما می بینید که افغان ها درگیری ایدولوژیک و جنگ های بزرگ و بسیار جدی با هندی ها، انگلیسی ها، روس ها و امریکایی ها داشتند،‌ اما با پاکستانی ها، ایرانی ها، تاجیکستانی ها یا بقیه کشورهای اسلامی نداشتند. زمانی که قضیه بین آذربایجان و ارمنستان مطرح شد، افغان ها بر مبنای همین روحیه که از مسلمان ها دفاع می کنیم، رفتند و آنجا از مسلمانان دفاع کردند. این روحیه در بین افغان ها هست.

 

تلاش قدرت‌های بزرگ برای ایجاد روحیه دشمنی با مسلمانان در افغانستان

به گفته آقای عزیزی، فضایی که در داخل افغانستان توسط همان قدرت های بزرگ طراحی شده، باعث می شود که یک تعدادی در داخل جامعه معمولا جهت گیری های خاصی بر مبنای منافع سیاسی داشته باشند که این جهت گیری های خاص، گاهی بر مبنای دشمنی با عربستان، گاهی بر مبنای دشمنی با ایران و یا پاکستان و گاهی دشمنی با کشورهای دیگر است و آرام آرام در صدد ایجاد کردن روحیه دشمنی با مسلمانان به نفع این قدرت ها اند. به نظر من این وضعیت بسیار خطرناک تر است و ما از سال 1371 به این طرف داریم بهای همین بذرپاشی را در افغانستان می پردازیم.

دکتر عزیزی در توضیح بیشتر گفت: "از سال 71 به این طرف ما بهایی را می پردازیم که ابتدا اتحاد جماهیر شوروی در داخل افغانستان اول تحت عنوان خلق و پرچم و پشتون و غیرپشتون تخم نفاق را در میان مردم کاشتند و این آرام آرام در بین احزاب جهادی هم نفوذ کرد و ما از سال 71 تا 81 در همین میدان جنگیدیم و درگیر بودیم".

 

کشورهای منطقه نتوانستد فضای افغانستان پس از خروج شوروی را مدیریت کنند

اما به گفته وی، در سالهای دهه 70 خورشیدی وقتی قدرت‌های بزرگ از میدان افغانستان خارج شدند، کشورهای مسلمان منطقه و همسایه نتوانستند فضای افغانستان را مدیریت کنند:

"در افغانستان وقتی نقش کشورهای بزرگ منطقه و جهانی ضعیف شد، یا از میدان خارج شدند، متاسفانه کشورهای منطقه از جمله ایران و پاکستان نتوانستند فضا را مدیریت کنند. جنگ سال 71 تا 81 دیگر جنگ امریکایی ها و یا روس ها نبود،‌ بلکه جنگی بود که در داخل آن طرف های مسلمان با هم درگیر بودند. گرچه رفت و آمدهایی شد و کنفرانس های مختلفی برگزار گردید، میانجیگری های مختلفی از جانب کشورهای اسلامی صورت گرفت، اما آن نقشی که به لحاظ اسلامی در سوره مبارکه حجرات برای یک مسلمان مطرح است، به صورت جدی و قوی در پیش گرفته نشد و کشورهای اسلامی هر کدام از آستین بعضی از احزاب، ‌جریانات و گروه ها در افغانستان دیده شدند. به عنوان مثال، جمهوری اسلامی ایران از بعضی شبکه های رادیویی و تلویزیونی برخی از احزاب و گروه ها در دوره 20 سال گذشته دیده شد، پاکستان از آستین گروه خاصی در افغانستان دیده شد، عربستان از آستین یک جناح و گروه خاصی در افغانستان دیده شد و این باعث شد که آرام آرام تضاد و تقابل برای برخورد بین مسلمان ها در افغانستان زمینه بگیرد".

 

خطر بزرگ: خروج امریکا و جنگ بین مسلمانان در میدان افغانستان

این پژوهشگر مسائل افغانستان در ادامه هشدار داد:

"این را به عنوان خطر بزرگ و به عنوان یک نگرانی بزرگ افغان ها برای شما بیان می کنم. همانطوری که از سال 71  با خروج قدرت های بزرگ از معادلات افغانستان، جنگ داخلی در افغانستان زمینه ساز بدبختی و ویرانی این سرزمین شد و کشورهای منطقه و مخصوصا کشورهای اسلامی که باید نقش پررنگ تری بازی می کردند، ولی بازی نکردند، و ما در یک جنجال باقی ماندیم، تا اینکه امریکایی ها به عنوان یک قدرت بزرگ دوباره وارد معادله شدند و حتی برنامه های خود را تعریف کردند، در حال حاضر هم اگر قدرت های بزرگ مثل ایالات متحده امریکا از این معادله خارج می شوند،‌ من بسیار نگران هستم که این دفعه نیز برای این زمینه سازی صورت گرفته که مسلمان ها با هم بجنگند، نه تنها جنگ داخلی در افغانستان، بلکه ممکن است جنگ منطقه ای در این فضا شکل بگیرد و این بسیار زیاد نگران کننده است. این روحیه در حال حاضر در افغانستان تحت عنوان داعش، طالب، مجاهدین، تکنوکرات‌ها و عناوین مختلف دیگر در حال رشد است. این روحیه در حال زمینه سازی و سازماندهی است تا کشورهای اسلامی در داخل میدانی به نام افغانستان در مقابل هم قرار بگیرند. ‌متاسفانه امروز افغانستان استادیومی برای رقابت های بین قدرت ها شده و ممکن است در این استادیوم جنگ بین کشورهای اسلامی منطقه در بگیرد، همانطوری که در عراق و سوریه و برخی نقاط دیگر در گرفت، و این خطر بزرگی برای منطقه است".

 

شراکت کشورهای منطقه و غرب در دست‌آوردها و ناکامی‌های افغانستان

وی با تأکید بر این‌که نمی توانیم نقش امریکا در افغانستان را از سایر کشورهایی که طی 20 سال گذشته در قضایای افغانستان فعال بوده اند جدا کنیم، خاطرنشان نمود: "حضور 20 ساله امریکا در افغانستان با عملکرد تمام کشورهای منطقه و جهان گره خورده است. در این 20 سال دستاوردها و چالش ها، نقاط مثبت و نقاط منفی وجود داشته است، اصطلاحا چهار تا سرک و ساختمان و زیربنا و دانشگاهی که ساخته شده، به عنوان یک دستاورد و از طرفی دیگر، بیشتر از یک میلیون انسان کشته شده، به عنوان یک نقطه ضعف و چالش مطرح است.‌ به نظر شخصی من تمام کشورهایی که در مسایل افغانستان دخیل هستند، در هر دو، یعنی هم در چالش‌ها و هم در دستاوردها دخیل و سهیم هستند".

 

آسیب‌شناسی نقش کشورها در افغانستان توسط مردم

اما دکتر عزیزی خواهان آسیب‌شناسی نقش این کشورها در مسائل افغانستان توسط مردم شد: "از 2001 به این طرف در حکومت های مختلفی که در افغانستان روی کار آمده، ‌فقط یک کشور، یک جناح و یک جهت حضور نداشته، بلکه هر کدام از کشورها، متحدین خود را در این ساختار و حکومت داشته اند. در بن قدرت بر مبنای سهم اقوام تقسیم شد و این سهم اقوام هم برای یک تعداد افرادی داده شد که وابستگی های خود یا دوستی و رفاقت خود را با کشورهای مختلف داشتند. این را نمی شود نادیده گرفت. بر این اساس، فضایی که در این 20 سال وجود داشته باید به عنوان چالش ها و دستاوردها مورد آسیب شناسی خیلی جدی و اساسی قرار بگیرد که نقش چه کسی بهتر و نقش چه کسی بدتر بوده است، و این آسیب شناسی را باید مردم افغانستان به عنوان اصلی ترین عامل و بازیگر انجام بدهند".

 

چرا کشورهای اسلامی نباید در بحث افغانستان همراستا و همکار باشند؟!

وی با اشاره مجدد به روحیه افغان ها که همیشه در مقابل هجوم قدرت ها و در مقابل  حضور غیرمسلمان ها حساس بوده، ‌اما مسلمانان را با آغوش باز پذیرفته اند، تأکید کرد: "پس وقتی این روحیه وجود دارد، نقش کشورهای اسلامی و مجموعا مسلمان ها در تحولات افغانستان می تواند بسیار جدی و اساسی باشد".

این استاد دانشگاه با بیان این‌که وقتی قدرت‌های بزرگ چون امریکا و روسیه که دو رقیب اصلی یکدیگر در سیاست بین الملل هستند، در بعضی جاها و میدان ها مثل افغانستان می توانند همراستا و همکار باشند، این سوال را مطرح کرد که "چرا کشورهای اسلامی نباید امروز در بعضی میدان ها چون میدان افغانستان همراستا و همکار باشند؟!"

وی با اشاره به سخنان دکتر حق‌پناه در مورد نقش و جایگاه ایران در افغانستان تصریح نمود: "ما انتظاری که از ایران به عنوان بزرگترین کشور و پایگاه امنی که حداقل افغان ها مثل پاکستان روحیه تخاصمی و دشمنی در مقابلش ندارد، از خودگذشتگی داشته باشد و افغان ها را همکاری و همراهی کند تا به صلح برسند. البته افغان ها هم این را در نظر خواهند داشت که هیچ گاه نباید از خاک این کشور، ایران مورد تهدید قرار بگیرد‌، زیرا به باور آن‌ها، به هیچ وجه نباید ‌از خاک افغانستان برادر مسلمانش تهدید شود و هدف قرار بگیرد".

گرچه به گفته دکتر عزیزی، بخشی از مردم افغانستان این گله را دارند که در زمان هجوم ایالات متحده امریکا به افغانستان، با هر هدفی که آمد، که در ابتدا بحث سلطه و اشغال بود، کشورهای منطقه و همسایه ما با او همکاری کردند؛ پاکستان با وجود تمام شعارهایی که می داد و زمینه هایی که در مناطق شمالی آن کشور وجود داشت، ولی بازهم مسیر اکمالات ناتو به افغانستان شد.

 

ایحاد حس اعتماد؛ لازمه نقش فعال کشورهای اسلامی در افغانستان

وی لازمه نقش فعال کشورهای اسلامی در افغانستان را ایجاد یک حسن اعتماد بین کشورهای اسلامی و مردم افغانستان و اصلاح عملکردهای گذشته دانست و گفت:

"امروز ممکن است در سطح سیاسی و کلان کارهای بزرگی صورت بگیرد، ‌اما آنچه در رسانه دیده می شود، یک حادثه کوچک یا‌ یک اظهار نظر کوچک است.‌ یک شخص در یک جایی یک جمله ای می گوید، بر فرض مثال در مورد یک بند آبی یا در مورد شخص یا ایده‌ ای، از همان به عنوان یک ابزار در بین مردم استفاده می شود و تمامی شمایل یک کشور را برای مردم افغانستان سیاه جلوه می دهند. باید حسن اعتماد بین مردم افغانستان و کشورهای اسلامی بر مبنای اسلام صورت بگیرد. این‌که مردم افغانستان بعضی از کشورها مانند پاکستان، ایران، عرب ها، ترکیه و بعضی کشورهای دیگر را در قالب و چارچوب احزاب  و گروه های خاصی دیدند، و اگر گاهی آن حزب را به عنوان دشمن خود تلقی کردند،‌ آن کشور هم به صورت فی البداهه به عنوان دشمن تلقی شده است. کشورهای مختلف اسلامی ابتدا باید بیایند این چهره را اصلاح بکنند، ‌که اگر تا به حال از چارچوب و آستین احزاب دیده شدند یا عمل کردند، یا طرف قرار گرفتند، یا جامعه چنین تصور کرده است؛ در حالی که ممکن است در عمل چنین چیزی نباشد. این افکار و ایده و عملکردها باید اصلاح شود".

 

مردم سیستم امریکایی حاکم در افغانستان را نمی‌پذیرند!

این سخنگوی سابق حزب اسلامی در مورد چارچوب و سیستم فعلی در افغانستان خاطرنشان کرد:

"مردم افغانستان چارچوب و سیستمی را که در حال حاضر بر آنها حاکم است را به هیچ وجه نمی پذیرند. اکثریت مردم افغانستان چارچوب و سیستمی را که در حال حاضر ایالات متحده امریکا حتی با وجود قبول و توافق کشورهای همسایه و منطقه و جهان در کابل روی کار آورده، نمی پذیرد. ما حدودا 35 میلیون جمعیت داریم، ولی در انتخاباتی که با هزینه های بسیار بزرگ برگزار شد، بیش از 2 میلیون نفر شرکت نکردند. اگر افراط گرایی و جبهه های مخالف در داخل افغانستان رشد می کند و حیطه بزرگی را می تواند تحت کنترل و سیطره خود داشته باشد، به این معنا است، مردم ساختاری که در کابل حضور دارد را نمی پذیرند".

وی در مورد دلیل این نپذیرفتن تصریح نمود:

"مردم افغانستان 40 سال به خاطر دین، ‌جان و مال و حتی غرور خود را فدا کردند، چطور ممکن است امروز کسی را در راس قدرت بپذیرند که هنوز خواندن قرآن را بلد نیست، یا نماز را بلد نیست؟! تا کی می تواند چنین تحمیل هایی بر مردم افغانستان ادامه داشته باشد؟ یا حتی اگر افرادی را بیارایند، عمامه ای را بر سر او بگذارند و یک لباس روحانیت هم بر تنش نمایند، اما واقعا آن کسی که باید باشد، نباشد، ‌مردم افغانستان او را نمی پذیرند. توجه داشته باشید که گاهی ممکن است مردم افغانستان در تشخیص دشمن تاخیر کنند، اما اشتباه نمی کنند و این بسیار زیاد مهم است که باید مورد توجه قرار بگیرد. امروز در ادارات و در سازمان های ما افراد از خارج به صورت فراشوتی(با چتر) فرود می آیند و نه تنها دین و آیین و فرهنگ ما را بلد نیستند، بلکه حتی نمی‌توانند به زبان رسمی کشورما هم صحبت بکنند، دری و پشتو را بلد نیستند. این به عنوان یک شایعه یا شعار نیست، بلکه ما این واقعیت ها را در داخل سرزمین خود می بینیم. نتیجه‌ی این 20 سال روند دموکراسی در افغانستان چه بوده است؟ ایالات متحده امریکا برای ما چه ارمغان آورده است؟ ما بزرگترین تولید کننده مواد مخدر در سطح جهان شدیم. ما ناامن ترین کشور دنیا در سطح جهان شدیم. ما مقام اول و دوم فاسدترین کشور جهان را داریم. بنابراین مردم افغانستان چنین فضا و چنین وضعیتی را تحمل و قبول نمی کنند".

 

جمع‌بندی؛ لزوم تغییر عملکرد کشورهای اسلامی در افغانستان

دکتر عزیزی در جمع‌بندی سخنان خود گفت:

"لزوم یک تغییر بسیار جدی و اساسی در عملکرد و در روحیه‌ی کشورهای منطقه و مخصوصا کشورهای اسلامی در مورد افغانستان به شدت احساس می شود. من خودم کسی هستم که هفت سال پیش برای اولین بار طرح کنفرانس علمای جهان اسلام را مطرح کردم، اما توسط دولت نادیده گرفته شد، ولی به مرور زمان مورد بحث دولت قرار گرفت و کنفرانس جدّه مطرح شد و بعضی کشورهای جنوب شرق آسیا نیز وارد این فضا شدند. هدف من از مطرح کردن چنین ایده ای، این بود که کشورهای اسلامی در مسایل افغانستان به عنوان یک نقش اصلی و تعیین کننده وارد شوند، حسن اعتماد بین افغان ها و کشورهای اسلامی ایجاد شود و اگر حتی کشورهای اسلامی تضاد منافع دارند، حداقل این تضاد منافع شان را در میدان افغانستان به یک اشتراک منافع برسانند. اگر هر کدام از این کشورها در صدد حضور و نفوذ بیشتر در افغانستان باشد، این را به اطمینان می گویم که آن کشور بیشتر از هر کشور دیگری آسیب خواهد دید، ‌زیرا افغانستان پتانسیل بسیاری بالایی برای جنگ های مختلف دارد. وقتی قدرت های بزرگی مثل اتحاد جماهیر شوروی، انگلیس و ایالات متحده امریکا نتوانستند اهداف خود را در این کشور دنبال کنند و با خفت و خواری از این سرزمین گریختند، هیچ قدرت دیگری نخواهد توانست این کار را بکند".

وی بار دیگر نگرانی خود در مورد درگیری بین کشورهای اسلامی در خاک افغانستان را مطرح کرد و تأکید نمود: "من بازهم می گویم نگران درگیری ها بین کشورهای اسلامی در خاک افغانستان هستم که این درگیری ها به شدت پتانسیل بردن آتش به سمت سایر کشورهای اسلامی را نیز دارد، تمام منطقه و سرزمین های اسلامی مشتعل خواهد شد و این به ضرر تمام مسلمین خواهد بود و پیروزی جبهه صلیبیون را به ارمغان خواهد داد".

به گفته این پژوهشگر مسائل افغانستان، اگر کشورهای اسلامی در حیطه و پروسه صلح افغانستان همراهی داشته و همکاری کنند، اختلاف منافع خود را کنار بگذارند و اشتراک منافع را استثنا در این مورد به کار بگیرند، مردم افغانستان هم می توانند این تضمین را به آنها بدهند که هیچ کدام از این کشورها از خاک افغانستان آسیب نخواهند دید.

برچسب‌ها

نظر شما

نظرات

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement