کد خبر ۱۹۴۸۳۸
تاریخ انتشار: جمعه ۱۶ عَقرَب ۱۳۹۹ ۱۴:۵۶

آیا قطع ارتباط طالبان و القاعده، ممکن است؟

 

محمدنعیم وردک؛ سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر، ارتباط این گروه با #القاعده را بار دیگر رد کرده و گفته‌است که القاعده اکنون در افغانستان حضور ندارد. او در پاسخ به سؤالی در مورد کشته‌شدن یک عضو بلندپایه شبکه القاعده در یک بخش زیر اداره #طالبان در ولایت غزنی گفته که جنگجویان طالب به هیچ گروهی به‌شمول القاعده اجازه نمی‌دهند تا از خاک افغانستان در برابر کشورهای دیگر کار بگیرد.

 

سخنگوی طالبان گزارش‌‌ها مبنی ‌بر ادامه‌یافتن روابط میان جنگجویان طالبان و القاعده را اتهام محض خوانده و گفته‌اس: «القاعده فعلأ در افغانستان حضور ندارد.»

 

چندی پیش ریاست امنیت ملی اعلام کرد که در یک عملیات نیروهای ویژه این نهاد در ولایت غزنی، حسام عبدالرؤوف، مشهور به ابومحسن المصری؛ فرد شماره دوم شبکه القاعده کشته شده‌است.

 

قطع #رابطه_طالبان_با_شبکه_القاعده یکی از تعهدات مهم در توافقنامه صلح این گروه با امریکا است که در اواخر سال گذشته خورشیدی امضا شد.

 

با این حال، کارشناسان نسبت به صداقت طالبان در این باره عمیقا ابراز تردید می کنند. آنها می گویند که ارتباط طالبان و شبکه القاعده، پیچیده تر و پیشرفته تر از آن است که طالبان در قبال تعهد کاغذین شان به امریکا حاضر به گسستن آن باشند.

 

این دو نیروی رادیکال از دوران جنگ علیه ارتش شوروی در افغانستان تاکنون باهم متحد بوده اند. اگرچه در آن زمان، طالبان به مثابه یک جنبش جهادی سازمان یافته و رسمی، وجود خارجی نداشت؛ اما رهبران و کارگزاران اصلی آن گروه در همان زمان، شانه به شانه جنگجویان عرب و رهبران آنان از جمله اسامه بن لادن می جنگیدند و از رهنمودهای ایدئولوگ بزرگ این جریان یعنی عبدالله عزام، پیروی می کردند.

 

پس از ظهور طالبان در افغانستان نیز اسامه بن لادن از سودان به افغانستان، نقل مکان کرد و در پی آن صدها جنگجوی نیروی چند ملیتی آن شبکه از کشورهای مختلف خاور میانه به همقطاران شان در افغانستان ملحق شدند و در روستاهای دوردست و کوهستان های افغانستان، پایگاه ها و پناهگاه های مستحکمی ساختند.

 

این تحول، معلول یک پیوند پایدار ایدئولوژیک، همکاری های گسترده سازمانی، تعلق و وابستگی شدید مالی و آموزشی و حتی برقراری ارتباطات خویشاوندی و فامیلی میان سران طالبان و القاعده بود.

 

نیروهای طالبان با استفاده از تخصص و تجربه و تحصیل جنگجویان و فرماندهان ارشد القاعده توانستند پیشرفت کنند و آموزش های لازم را فرا بگیرند. از سوی دیگر، طالبان به عنوان یک نیروی مطرود و منزوی برای اداره امور ۹۵ درصد خاک افغانستان و در عین حال، پیشبرد جنگی مرگبار و فرساینده علیه نیروهای مقاومت جهادی در شمال و مرکز افغانستان، نیازمند حمایت های مالی پایدار و پردوام بودند. در این زمینه نیز هم ثروت خانوادگی اسامه بن لادن به عنوان شریک تجاری سلاطین و شاهزادگان ثروتمند سعودی، هم ارتباطات گسترده و پنهانی آنها با سران رژيم های عرب در خاور میانه و دسترسی شان به شاهرگ ها و شریان های مالی از طریق جذب حمایت سرمایه داران عرب، پاسخگوی نیازهای مالی طالبان بود و به نظر می رسد که هنوز هم این شریان ها زنده و زاینده، به کار خود ادامه می دهند و طالبان را تغذیه و تأمین می کنند.

 

از نظر سازمانی نیز رهبران القاعده با رهبر پیشین طالبان به عنوان «امیرالمؤمین» بیعت کرده بودند و این بیعت علیرغم مرگ بن لادن و ملا عمر همچنان برقرار است.

 

در کنار همه اینها هردو جریان طالبان و القاعده از حمایت های همزمان کشورهایی مانند پاکستان، اعراب و حتی برخی قدرت ها و سازمان های استخباراتی غربی برخوردار بوده اند و این امر نیز پیوند میان آنها را عمیق تر کرده است.

 

بنابراین، قطع ارتباط طالبان و القاعده، اساسا غیر ممکن است و امریکا هم ظاهرا به خوبی از این امر آگاه است؛ زیرا جنرال های امریکایی پس از امضای توافق با طالبان، بارها اذعان کردند که صدهای جنگجوی القاعده همچنان در افغانستان حضور دارند و ارتباط آن گروه با شبکه القاعده، قطع نشده است؛ اما علیرغم این اعتراف ها توافق صلح امریکا با طالبان همچنان پایدار و معتبر باقی مانده و حتی کشته شدن فرد شماره دوم القاعده در غزنی هم خدشه و خللی به این توافق وارد نکرد.

 

با توجه به این مسایل، به نظر می رسد که امریکا هم با ادامه ارتباط طالبان و القاعده کنار آمده و در حال حاضر، تنها انتظار واشنگتن از طالبان این است که تعهد دهد از خاک افغانستان، منافع امریکا مورد تهدید و حمله قرار نگیرد و طالبان نیز می توانند القاعده را مجاب به پذیرش این تعهد کنند.

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement