کد خبر ۱۹۴۵۹۴
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۲ عَقرَب ۱۳۹۹ ۱۴:۳۵

نقش مردم در جنگ دولت و طالبان

وضعیت کنونی در افغانستان نیز بازتاب دهنده این واقعیت تلخ است. اشرف غنی که در دو انتخابات گذشته، با اما و اگرهای فراوانی به قدرت رسید و از سوی منتقدانش به طور گسترده و صریح، متهم به دستبرد به آرای مردم، تقلب و تزویر در نتیجه انتخابات و تضعیف تعمدی مردم سالاری و مشارکت ملی شد، اکنون بار دیگر به مردم روی کرده است. این رویکرد از سر ناگزیری است.

 

 

اشرف غنی؛ رییس جمهوری در واکنش به گفته که خیزش‌های مردمی باید تقویت شود و به طالبان اجازه ناامن سازی شاهراه‌ها داده نشود.


آقای غنی روز یکشنبه، 11 عقرب از طریق ویدیوکنفرانس با مسئولین قول اردوی 207 ظفر و والیان زون غرب کشور، صحبت کرد.


آقای غنی در این گفتگو از اینکه تمام حملات دشمن در «اسرع وقت» در ولایت هلمند دفع شد و طالبان با شکست بزرگ مواجه شدند، تشکر کرد.


او گفت که طالبان در قندهار نیز باید با شکست رو به رو شوند.


وی ضمن تاکید بر تقویت واحدهای امنیتی، گفت که هر تحرک و حمله دشمن و خطر احتمالی طالبان که متوجه مردم ما باشد، باید در نقطه خنثی شود.


رییس جمهوری گفت که خیزش‌های مردمی تقویت شود و امنیت شاهراه‌ها، بندها، جنگلات و معادن باید گرفته شود، اخاذی‌های دشمن که در شاهراه‌ها وجود دارد، از بین برود و به آنان اجازه ناامن سازی شاهراه‌ها داده نشود.

 

در دولت های غیر دموکراتیک، مردم غالبا در پایین ترین درجه اولویت های دستگاه حاکم قرار دارند. آنها تنها زمانی اهمیت پیدا می کنند که ابزارهای اقتدارگرایی و سرکوب و تبعیض و زورگویی و تحکم، کارآمدی لازم را برای بقای حکومت نداشته باشند.

 

با وجود این فراموشی و بی اعتنایی دایمی اما تا زمانی که انتخابات، تنها مجرای مشروع برای به قدرت رسیدن حاکمان باشد، مردم در فصل انتخابات، اهمیت فراوانی پیدا می کنند؛ اما پس از انتخابات، بار دیگر آنان به ذیل فهرست اولویت های دولتمردان، سقوط می کنند.

 

در کشورهای بحران زده و درگیر جنگ اما یک فصل دیگر نیز بر اهمیت مردم در نگاه دولت کمک می کند و آن زمانی است که دولت به تنهایی قادر به مهار خشونت و ناامنی نباشد. در این شرایط است که مردم باید بسیج شوند و برای بقا و دوام دولت در برابر خطر سقوط و براندازی به صحنه بیایند.

 

وضعیت کنونی در افغانستان نیز بازتاب دهنده این واقعیت تلخ است. اشرف غنی که در دو انتخابات گذشته، با اما و اگرهای فراوانی به قدرت رسید و از سوی منتقدانش به طور گسترده و صریح، متهم به دستبرد به آرای مردم، تقلب و تزویر در نتیجه انتخابات و تضعیف تعمدی مردم سالاری و مشارکت ملی شد، اکنون بار دیگر به مردم روی کرده است. این رویکرد از سر ناگزیری است.

 

بپذیریم یا نپذیریم، خطر سقوط، اکنون بیش از هر زمان دیگری دولت را تهدید می کند، اپوزیسیون سیاسی و در رأس آن، چهره هایی مانند حامد کرزی و گلبدین حکمتیار بی محابا از طرح دولت موقت سخن می گویند و در پشت پرده نیز تلاش هایی برای این منظور در جریان است. در جبهات نبرد نیز نیروهای دولتی متحمل تلفات سنگینی می شوند، در مو       ضع تدافعی قرار دارند و یورش های طالبان به صورت کم سابقه ای افزایش و گسترش یافته است. طبق اذعان منابع امنیتی، طالبان اکنون ۲۷ ولایت را درگیر جنگ کرده اند. همزمان گزارش هایی نیز از دستیابی آن گروه به تکنالوژی طیاره های بی سرنشین نیز حکایت دارد و گفته می شود که نخستین حمله نظامی با استفاده از پهپاد بر مقر والی قندوز صورت گرفته است. افزون بر این، منابع مردمی می گویند که دولت، عملا کنترل خود بر شاهراه های مهم و استراتژیک کشور را از دست داده و این مسیرها در اغلب ساعات شبانه روز در اختیار طالبان است و آن گروه با برپایی ایست های بازرسی، از مردم و رانندگان، اخاذی می کنند.

 

این همان موردی است که در صحبت ویدیویی اشرف غنی با مسئولان نظامی قول اردوی ظفر و والیان غرب کشور نیز مورد اشاره قرار گرفته است.

 

بر این اساس، تنها راه باقیمانده در برابر دولت برای عبور از این وضعیت خطرناک، برانگیختن مردم به حمایت از حکومت و نظام است. اشرف غنی اما می داند که تحقق این هدف به سادگی امکان پذیر نیست؛ زیرا همانگونه که اشاره شد در طول سال خاموشی چراغ های رابطه، و فراموشی توده های مردمی از سوی دولت از یکسو، و ناامیدی مردم از تحقق خواست ها و انتظارهای مشروع شان از نظام و حکومت از جانب دیگر، فاصله را به گونه ای تعمیرناپذیر، افزایش داده و این شرایط، زمینه را برای سربازگیری، نفوذ و سلطه طالبان فراهم کرده است. در حال حاضر، طالبان به ویژه از جانب یک قومیت خاص به عنوان نیرویی مشروع، مورد پذیرش و حمایت اجتماعی قرار می گیرند و دولت، قادر به اعمال اتوریته و اقتدار خود بر این مناطق نیست.

 

با این حساب، تحریک مردم به حمایت از دولت علیه طالبان در این برهه بحرانی، کاری بی نهایت دشوار است.

 

مشکل دیگر، شخص آقای غنی است که نسبت به سایر رهبران قومی و بازیگران سیاسی کشور، از نفوذ، جایگاه و محبوبیت مردمی کمتری برخوردار است. او در طول های سخت مبارزه، در غرب، تحصیل و زندگی کرد و حتی در میان پشتون های همتبارش نیز اعتباری ندارد. بنابراین، حتی اگر مردم هنوز برای حمایت دولت و حفظ آن در برابر یورش های مرگبار طالبان، آمادگی داشته باشند، اینکه خیزش های مردمی علیه طالبان، تحت رهبری اشرف غنی صورت بگیرد، دشوار می نماید.

 

 

 

 

 

 

 

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement