کد خبر ۱۷۶۹۱۰
تاریخ انتشار: شنبه ۲۷ عَقرَب ۱۳۹۱ ۲۰:۱۳

کدام یک برنده پیمان است، واشنگتن یا کابل؟!

يکي از مواردي که براي امريکايي ها بي اندازه مهم و حياتي است و اساساً بنا به قولي، به دليل عدم موافقت دولت عراق با آن، سران کاخ سفيد نظاميان شان را از آن کشور بيرون کردند، "حق کاپيتالاسيون" مي باشد.

 در حالی که آرام آرام به سمت و سوی سال 2014 نزدیک می شویم، جوی ملتهب و نگران کننده ای فضای کشور را در بر گرفته است؛ جوی حساب شده و هدفمندی که از سوی دولت ها و کشورهایی خاص و مشخصی و با اهداف و غرضهای معینی، جهت دهی و رهبری می شود.
با آنکه بخش اعظمی از کارشناسان و تحلیل گران، بدین باوراند که ناتو و مشخصاً ایالات متحده امریکا، قصد خروج از افغانستان را ندارند، اما مقامات مختلف امریکایی، با سخنان و موضع گیری های متناقض و سفسطه جویانه، قصد انحراف و سردرگمی مقامات افغانستان و ملت آن را دارند.
آگاهان می گویند اتخاذ یک چنین روشی از سوی دولتمردان کاخ سفید، در واقع یکی از اّشکال چانه زنی های آنان در برابر دولت کابل است تا مقامات افغان را بدین وسیله زیر فشار قرار بدهند تا آنان، معاهده استراتژیک را چنان که امرکایی ها می خواهند و مورد نظر شان است، قبول و امضاء کنند.
یکی از مواردی که برای امریکایی ها بی اندازه مهم و حیاتی است و اساساً بنا به قولی، به دلیل عدم موافقت دولت عراق با آن، سران کاخ سفید نظامیان شان را از آن کشور بیرون کردند، "حق کاپیتالاسیون" یا معافیت نیروهای امریکایی از هر گونه پیگرد قوانین جزایی و حقوقی در کشور دیگر است.
این حق نامشروع، چنانکه از محتوای آن پیداست، اگر چه برای امریکایی ها و نظامیان افسارگسیخته آنان، بسیار پرسود و ارزشمند خواهد بود، اما برای دولت و ملت های مقابل، به همان اندازه ننگین و مضر تمام خواهد شد. حقی که کمتر دولت و کشوری پیدا خواهد شد تا در برابر آن سر تسلیم خم کرده و این ذلت و زبونی را برای تاریخ کشور خویش، کمایی کنند.
در همین راستا است که اظهارات اخیر نامزد فرماندهی جدید نیروهای امریکایی در افغانستان، در کانگرس امریکا، بازتاب داده می شود.
نامزد معرفی شده از سوی پنتاگون برای احراز پست فرماندهی نیروهای امریکایی در افغانستان تاریخ معینی را برای خارج کردن نظامیان کشورش اعلام نکرد. به نقل از رویترز، جنرال جوزف دانفورد که در کپیتال هیل(گنکره امریکا) حاضر شده بود، در پاسخ به پرسش نمایندگان گنکره، مبنی بر اینکه آیا از حفظ 68 هزار نظامی امریکایی در افغانستان برای دو سال آینده حمایت می کند، گفت:" باید در ابتدا توانایی نیروهایی که برای بعد از سال 2014 مورد نیاز است، ارزیابی شده و سپس در باره این موضوع، تصمیم گیری کنم."
جنرال دانفورد در حمله امریکا و متحدانش به عراق در سال 2003 نیز حضور داشته و از همین رو به دلیل عملکرد خود لقب "جوی مبارز" را دریافت کرده است. سناتور جان مکین در این مراسم از جنرال دانفورد سوال کرد: آیا آمادگی قبول این مسئولیت را داری؟ و جنرال دانفورد در پاسخ گفت: بلی.
جنرال جوزف، پیشتر معاونت فرماندهی نیروهای دریایی امریکا را بر عهده داشته، اما با این وجود، تجربه حضور در افغانستان را ندارد.
چنانچه از سخنان این جنرال امریکایی بر می آید، ایشان نیز در شمار آندسته از مقامات کاخ سفید قرار دارد که وظیفه دارند تا مقامات دولت کابل را با اظهارات ضد و نقیض، میان بیم و امید و خوف و رجا، نگهدارند! امریکایی ها از یک سوی، نمی توانند از مزایای بستن پیمان استراتژیک با دولت افغانستان و نیز ایجاد پایگاه نظامی در این کشور، بگذرند و از سویی نیز، امکان قوی مخالفت مقامات افغان با برخی مواد پیمان مذکور، آنان را شدیداً نگران کرده است.
به همین دلیل است که مقامات کاخ سفید، به بازی و شگرد "بیم و امید" رو آورده اند و با استفاده از همین شیوه است که بعضی از مقامات آن، در جهتِ دادن امید به دولت و ملت افغانستان، شدیداً کار می کنند و با دادن وعده هایی نظیر آنکه در پس از 2014، افغانستان و دولت و ملت آن را رها نکرده و به اشکال مختلف دیگر، در کنار آنان خواهند بود، برنامه های واهی و سود جویانه خویش را پیش می برند.
اما برخی از مقامات دیگر امریکایی نیز، در جهت ترساندن دولت و ملت افغانستان از حوادث پس از 2014، تلاش های خویش را متمرکز کرده اند. به نظر می رسد، هردو گونه تلاش دولتمردان امریکایی، هم امید دهی و هم بیم دهی و هراس افکنی، در یک جهت خاص، می تواند مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد و آن جهت خاص هم خلاصه می شود در تحت فشار قرار دادن دولت و ملت افغان، برای پذیرش تمامی شروط و قیود، از جمله حق کاپیتالاسیونی که تمام و کمال، به سود ایالات متحده و نیروهای نظامی آن در افغانستان است.
اما اینکه آیا دولت افغانستان، این حق نامشروع را خواهد پذیرفت و در واقع تسلیم تمامی شرایط مقامات امریکایی خواهد شد یا نه، دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه نخست بر این باور است که دولت افغانستان، زیر بار این شرط نمی رود و نباید هم برود؛ چرا که پذیرش یک چنین شروط و قیودی، در اساس، مشروعیت و مقبولیت هر دولت و نظامی را، دچار چالش جدی کرده و زیر سوال می برد. بنابراین دیدگاه، هیچ دولتی حق ندارد که بدون در نظر گرفتن آرا و منافع ملت، دست به اقدامی بزند که ارتباط مستقیم با سرنوشت مردم و کشور شان دارد.
اما دسته دیگر نیز بر این باوراند که سرانجام، دولت افغانستان بدین خواسته امریکایی ها تن در می دهد و این حق و سایر شروط را به رسمیت خواهد شناخت. بنابراین دیدگاه، موقعیت ضعیف دولت و کشور افغانستان به عنوان یک کشور متکی و وابسته به کمک های خارجی، ایجاب یک چنین ضرورتی را دارد.
به هر حال، باید منتظر ماند و دید تا دولتمردان ما به کدام یک از این دو دیدگاه مثبت و منفی، عمل نموده و افغانستان را در برابر قضاوت فردای تاریخ، در چه موقعیت و جایگاهی قرار خواهند داد. 
نویسنده: سید فاضل محجوب

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement