کد خبر ۱۷۴۹۶۲
تاریخ انتشار: شنبه ۹ ثَور ۱۳۹۱ ۱۶:۴۷

ريشه هاي جنگ داخلي افغانستان را بايد در سياست هاي کشورهاي خارجي و مخصوصا غربي ها و پاکستاني ها در قبال افغانستان جستجو کرد.

ریشه های جنگ داخلی افغانستان را باید در سی

شخصيت هاي جهادي انسان هاي ارزشمندي بودند که وظيفه شان را به نحو احسن در برابر دين و ميهن انجام دادند، اما شرايط به گونه اي رقم خورد که با دخالت کشورهاي خارجي اوضاع افغانستان به سمت فاجعه پيش رفت.

بیست سال از پیروزی نیروهای جهادی افغانستان بر دولت دست نشانده کمونیستی می گذرد و در این مدت بیست ساله تحلیل ها و دیدگاه های بسیاری پیرامون روز هشتم ثور و عملکرد نیروهای جهادی افغانستان مطرح شده است. 

بدین مناسبت خبرگزاری صدای افغان(آوا) با برگزاری میزگردی با حضور دوتن  از پژوهشگران و محققان تاریخ معاصر افغانستان درصدد واکاوی دو رویداد مهم هفت و هشت ثور برآمد.

عوضعلی اعتمادی نویسنده و تحلیلگر تاریخ جهاد افغانستان در پاسخ به این سوال که اصولا چرا کودتای کمونیستی هفتم ثور سال 57 نتوانست در افکار عمومی افغانستان جایی برای خود باز کند و از ایجاد یک دولت فراگیر در افغانستان عاجز ماند، چنین اشاره داشت که این کودتا همانطور که از نامش پیداست یک اقدام غیر قانونی بود که باعث شد یک رژیم نامأنوس و غیر قانونی بر جامعه‌ی افغانستان حاکم شود. 

کودتاگران هفتم ثور یک رژیم تحمیلی را که از خارج حمایت می شد، روی کار آوردند که به هیچ وجه مطابق با خواسته های مردم افغانستان نبود. 

اعتمادی همچنین اضافه نمود که در ابتدای ظهور دولت خلقی مخالفت های زیادی با دولت صورت نگرفت و حتی در برخی موارد مانند اعمال اصلاحات ارضی و توزیع زمین میان مردم با استقبال بخش هایی از مردم نیز مواجه شد، ولی آنچه که سبب طغیان و قیام مردم افغانستان گردید، برخی اقدامات و حرکت های ضد دینی دولت بود، چنانچه رژیم بسیاری از افراد را که هیچگونه انتقادی نسبت به رژیم نداشتند را با عناوین اخوان الشیاطین و مرتجع دستگیر کرد و از بین برد که در این میان بسیاری از شخصیت های دینی، مذهبی، ملی، نظامی و ... از بین رفتند و همین مسئله در ابتدا منجر به قیام شد و سپس به مداخله خارجی ها منجر گردید که در مجموع 13 سال به طول انجامید.

اعتمادی همچنین در پاسخ به این سوال که بعد از حکومت های تره کی و امین و روی کار آمدن حکومت های کارمل و دکتر نجیب الله شاهد تغییر رویکرد از سوی رژیم کابل بودیم، با وجود این چرا مجاهدین تغییری در رویکرد خود ایجاد نکردند، گفت: از گذشته میان دو جناح خلق و پرچم اختلافاتی وجود داشت و این تغییر رویکرد در زمان پرچمی ها صورت گرفت که البته تا حد زیای نیز طبیعی می نمود چرا که روش خلقی ها جواب نداده بود و پرچمی ها سعی کردند که تقصیر را گردن خلقی ها انداخته و خود را از آن اتهامات مبری جلوه دهند، اما این تغییر زیادی در اصل قضیه وارد نمی کند، چراکه رژیم از ابتدا با یک کودتا روی کار آمده بود و مشروعیت قانونی نداشت. اما با این حال پرچمی ها هم در بسیاری موارد راه و روش خلقی ها را ادامه دادند مثلا همین دکتر نجیب الله به محض اینکه به قدرت رسید حکم اعدام شش فرمانده جهادی را غیابا صادر نمود که نام های کسانی مانند احمد شاه مسعود، عبدالصبور فرید و ... در آن به چشم می خورد.

نجیب الله بعد از مدتی که از این حکم نتیجه ای نگرفت، آن را لغو کرد و آتش بس یکجانبه اعمال کرد ولی این ها همه سیاست هایی بودند که از مسکو طراحی شده بودند و دولت خلقی آن را اجرا می کرد.

بحث دیگری که در این میزگرد مطرح شد، ادعای برخی از تحلیل گران چپ گرا بود که معتقدند جهاد افغانستان چندان پایگاه مردمی نداشت و مجاهدین اقلیتی بودند که در برابر دولت خلقی دست به مقاومت زدند. سلطان حسین فهیمی محقق و پژوهشگر تاریخ افغانستان، در پاسخ به این ادعا چنین اشاره داشت که بر خلاف این ادعا مردم افغانستان از جهاد  استقبال نمودند و دلیل آن هم مشخص است نود و نه درصد مردم افغانستان مسلمان هستند و اگر نگاهی به تاریخ اسلام  داشته باشیم متوجه می شویم که مردم افغانستان خیلی دیر اسلام را پذیرفتند .

وی در تشریح مطلب فوق افزود: مطالعات جامعه شناسی به خوبی نشان می دهد جوامعی که یک فرهنگ را به سختی می پذیرند، به شدت از آن محافظت می کنند و تحت تأثیر آن فرهنگ قرار می گیرند.

آقای فهیمی یادآور شد: از زمان شکل گیری افغانستان تا زمان امان الله خان هر حاکمی که در افغانستان به قدرت رسیده است فقط با انگلستان رابطه داشته است و روابط خارجی افغانستان در کنترل انگلیسی ها بوده است.  وی علاوه نمود: پس از روی کار آمدن امان الله خان و گسترش روابط خارجی افغانستان با آمریکایی ها، روس ها و ... مرزهای کشور به روی دنیای پیشرفته باز شد و همین امر موجب تضادهایی با وضعیت داخل افغانستان شد. 

مجموع این مسائل در کنار هم باعث شدند که وقتی روس ها به افغانستان آمدند با واکنش تند مردم مسلمان این کشور مواجه شدند.

مسئله ای که در ادامه‌ی میزگرد مطرح شد، این بود که برخی از تحلیل گران بر این عقیده اند که حمایت های خارجی مسئله ای بود که باعث پیروزی انقلاب اسلامی افغانستان شد و اگر این حمایت ها نبود انقلاب اسلامی افغانستان به پیروزی نمی رسید، اعتمادی در پاسخ به این ادعا اشاره داشت که آغاز قیام در افغانستان ناشی از انگیزه های دینی بود و در این مسئله نیز شکی وجود ندارد که انقلاب اسلامی افغانستان کاملا جنبه دینی و درونی داشت و خارجی ها در آغاز قیام نقشی نداشتند. قیام با انگیزه های اسلامی و میهنی آغاز شد ولی بسیاری از احزاب جهادی در خارج از افغانستان شکل گرفتند و این وقتی بود که بسیاری از مناطق آزاد شده بودند.

این که گفته می شود کشورهای خارجی کمک کردند ما نیز قبول داریم در دوران جهاد کمک های زیادی از خارج به مجاهدین رسید حتی تجهیزات پیشرفته ای مانند موشک های استینگر نیز به دست مجاهدین رسید ولی این مسئله ناشی از شرایط جهانی و جنگ سرد بود. 

موضوع دیگری که در ادامه‌ی میزگرد مطرح شد این بود که برخی از تحلیل گران بر این عقیده جهاد افغانستان بعد از پیروزی بر دولت خلقی منحرف شد و روز هشتم ثور را را نماد انحراف مجاهدین تلقی می کنند که در این باره فهیمی بر این عقیده بود که مجاهدین مسلمان افغانستان صادقانه جهاد کردند و برای جهادشان نه منتظر شرق ماندند و نه منتظر غرب.

وی همچنین ادامه داد که شخصیت های جهادی انسان های ارزشمندی بودند که وظیفه شان را به نحو احسن در برابر دین و میهن انجام دادند، اما شرایط به گونه ای رقم خورد که با دخالت کشورهای خارجی اوضاع افغانستان به سمت فاجعه پیش رفت.

من البته معتقدم که روز هشتم ثور را باید روز آسیب شناسی جهاد افغانستان نام گذاری کرد و این نه به آن معناست که ما سران جهاد را متهم بکنیم چرا که بحران افغانستان بسیار پیچیده بود و ریشه های بحران افغانستان را نباید سطحی تحلیل کرد و فقط به متهم کردن سران جهاد بسنده کرد. ریشه های جنگ داخلی افغانستان را باید در سیاست های کشورهای خارجی و مخصوصا غربی ها و پاکستانی ها در قبال افغانستان جستجو کرد.

در خاتمه‌ی این میزگرد این سوال مطرح شد که اساسا چه عواملی دست به دست هم دادند تا جهاد در افغانستان منجر به یک حکومت اسلامی نشود که اعتمادی پاسخ داد که عدم موفقیت حکومت هشت ثور دلایل فراوانی دارد و در کل افغانستان تجربه خوبی از حکومت احزاب چه چپی و راستی را در کارنامه ندارد. دولت مجاهدین شکل نگرفت چرا که مجاهدین مشکلات لاینحل زیادی در درون خودشان داشتند. 

قبل از هشت ثور دو بار مجاهدین حکومت در پاکستان تشکیل دادند که یک بار به ریاست احمد شاه احمد زی بود و یک بار دیگر هم به ریاست صبغت الله مجددی که هر دوی این حکومت ها کارآمد نبودند. سوای از این مسئله اختلافات ارضی میان این گروه ها وجود داشت که بر سر اداره مناطق با هم اختلاف نظر داشتند و حتی باعث شده بود که آن ها حتی قبل از هشت ثور در برخی مقاطع با هم برخورد داشته باشند. مسئله سومی که باعث شد مجاهدین در ایجاد یک حکومت اسلامی در کابل ناتوان بمانند مسئله وابستگی گروه های جهادی به برخی کشورهای خارجی بود. 

این نویسنده و پژوهشگر تاریخ افغانستان در تشریح مطلب فوق افزود:  در کتاب تلک خرس نمونه هایی از این وابستگی را مشاهده می کنیم، مثلا در قسمت هایی از این کتاب آمده است که ژنرال ضیاء الحق چگونه برای احزاب جهاد خط و نشان می کشد و آن ها را تهدید می کند.

اعتمادی همچنین ادامه داد که از دیگر عواملی که باعث شکست ایده دولت اسلامی در افغانستان شد، اختلاف نظرهایی بود که بر سر مسئله حق اقوام در درون مجاهدین صورت گرفت. 

وی خاطر نشان کرد: در فرایند تقسیم قدرت برخی مجاهدین احزاب را مد نظر قرار دادند و برخی سمت و سوها را ملاک قرار دادند که در نهایت به نتیجه نرسیدند و دخالت های خارجی هم اختلافات طرفین را تشدید کرد و در نتیجه جنگ داخلی به وجود آمد و بعد از چند سال دخالت کار به جایی رسید که مقدمات ظهور طالبان در افغانستان فراهم گردید و کشور به کام طالبان و القاعده رفت.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement