کد خبر 173148
تاریخ انتشار: شنبه 1 اَسَد 139012:12

حقوق را نباید با شروط خلط کرد جناب رییس جمهور!

امريکا و غرب، با دو هدف عمده، مرزهاي کشورهاي ديگر را نشانه مي گيرند: يکي چپاول و غارت امکانات و سرمايه هاي ملي آن کشورها و ديگري ايجاد آتش فتنه و جنگهاي داخلي و خارجي در ممالک اشغال شده .

شکی نیست که حکومت افغانستان از روند انتقال مسئولیت های امنیتی به نیروهای داخلی حمایت و پشتیبانی می کند.
سخنان اخیر رییس جمهور کرزی در جمع افسران اردو و پولیس کشور، گویای همین امر است. پرسشی که در اذهان افغانها و غیر افغانهای هوشمند ایجاد می شود این است که حکومت حامد کرزی با وجود انبوه معضلات و نابسامانی های امنیتی، سیاسی و اقتصادی، نظیر وخامت اوضاع امنیتی در کل کشور، تنش و بحران میان حکومت و پارلمان، قوت گرفتن طالبان و مخالفان دولت، مشکلات جدی و طاقت فرسای اقتصادی مردم، عدم تجهیز مناسب اردو و پولیس ملی، خطرات و تهدیدهای بسیار جدی پاکستان و دهها و صدها معضل و مشکل دیگر، آیا با کدام نیرو و امکانات و امیدی اینگونه شجاعانه و مصمم از انتقال مسولیت های امنیتی به نیروهای نه چندان مسلح اردو و پولیس کشور استقبال و حمایت می کند؟! در پاسخ به این پرسش باید گفت که ظاهراً رییس جمهور و تیم کاری ایشان دل به امضای پیمان راهبردی با ایالات متحده آمریکا خوش کرده اند. رییس جمهور کرزی و مشاوران وی در کاخ ریاست جمهوری این حساب را کرده اند که با امضای سند استراتژیک با مقامات کاخ سفید به همه اهدافشان یکجا می رسند؛ در قدم نحست و در سایه حمایت های دوامدار از دولت حامد کرزی، دوام و بقای حاکمیت رییس جمهور و تیم ایشان تضمین می شود. در گام بعدی، افغانستان از خطرِ افتادن در دام پاکستان نجات پیدا می کند؛ چرا که پاکستان در صورتی شیر است که دولت افغانستان تنها و بدون پشتیبان و مدافع باشد و اما در صورت انعقاد پیمان استراتژیک با امریکا و یا هر کشور دیگری، افغانستان دیگر تنها لقمه ای آماده و چربی برای اشتهای سیری ناپذیر مقامات پاکستانی نخواهد بود.
سوم آنکه افغانستان و مرزهای آن توسط اولاد همین وطن اداره خواهد شد و بهانه ای به دست طالبان مبنی بر جهاد و مبارزه علیه نیروهای خارجی باقی نخواهد ماند. چرا که دلیل طالبان برای ادامه جنگ در افغانستان، عدم استقلال کشور و ادامه حضور نیروهای خارجی در این کشور بیان شده است و با انتقال مسئولیت های امنیتی به نیروهای افغان و خروج نیروهای خارجی از افغانستان، دیگر عذر و بهانه ای برای طالبان باقی نمی ماند.
خوب، موارد بالا تصوراتی هست که رییس جمهور و تیم کاری ایشان از برنامه انتقال مسئولیتهای امنیتی در افغانستان دارند؛ اما آیا این تصورات تا چه میزان می تواند با واقعیتهای کشور مطابقت داشته باشد؟
به نظر می رسد تمامی موارد تصوری رییس جمهور محترم و تیم کاری ایشان قابل بحث، خدشه و حتی رد باشد: اولاً باید گفت که همگی آن تصورات در صورتی به مرز تصدیق نزدیک شده و قابل اعتماد خواهد بود که برای ملت افغانستان ثابت و محرز شود که امریکا و شرکای غربی آنان، حقیقتاً برای کمک به دولت و مردم افغانستان و مبارزه با تروریزم به این آب و خاک آمده اند که نه تنها این مهم در افغانستان به اثبات نرسیده که کارنامه پرسش برانگیز ده ساله امریکا و غرب در کشور، صد درصد خلاف آن را ثابت کرده است.
ثانیاً از خوشبینان به روابط دراز مدت با امریکا و غرب باید سوال کرد که ایالات متحده امریکا و سائر اعضای ناتو در مدت ده سال تمام و با حضور مستقیم و همه جانبه شان چه گلی به سر مردم افغانستان و منطقه زدند و کدام گوشه ای از افغانستان ناامن را امن ساختند که اینک پس از خروج شان و آنهم در سایه ایجاد چند پایگاه نظامی و به اصطلاح- همکاری راهبردی- بتوانند صلح و آرامش را به افغانستان و منطقه برگردانند؟!! چنانچه بارها یادآور شده ایم و تجربه تلخ اشغال سرزمینهای اسلامی نیز بیانگر آنست، امریکا و غرب، با دو هدف عمده، مرزهای کشورهای دیگر را نشانه می گیرند: یکی چپاول و غارت امکانات و سرمایه های ملی آن کشورها و دیگری ایجاد آتش فتنه و جنگهای داخلی و خارجی در ممالک اشغال شده با هدف فروش سلاحهای انبار شده در گدام های امریکا و کشورهای اروپایی است.
حال با یک چنین پیش فرض نهادینه شده و هژمونیکی، می توان تصور کرد که امریکا و غرب با هدف اصلاح و آبادانی، قدم به کشور و یا سرزمینی رنجه کنند؟ که اگر چنین باشد، پس تکلیف هزینه هایی که می کنند چه خواهد شد؟ محال است امریکا و غرب در کشوری هزینه کنند که نتوانند صد یا هزار برابر آن را از امکانات و سرمایه های ملی آن سرزمین بدست نیاورند! به هر حال، به نظر می رسد حکومت حامد کرزی با نگاه خوشبینانه به پیمان راهبردی با امریکا، راه صد در صد اشتباه را در حال پیمودن است.

نکته دیگری که حائز اهمیت بوده و در سخنان ریس جمهور کرزی به عنوان پیش شرط های دولت افغانستان نسبت به امضای سند راهبردی با ایالات متحده آمریکا ذکر گردیده است، عبارت از حق و حقوق مسلم و محرز ملت افغانستان است که جناب حامد کرزی از آن به عنوان شروط پذیرش امضای سند استراتژیک با واشنگتن نام برده است!:
1- قانونمند شدن حضور نیروهای آمریکایی درافغانستان
2- برچیده شدن زندانهای آنان از کشور
3- عدم ورود به منازل افغانها و آزار نزساندن به آنها
4- پرهیز از برخوردهای خودسرانه و کشتار غیر نظامیان
هر عاقلی وقتی به این پاراگرافها دقت می کند و حتی از لحاظ حقوقی نیز اینها جزء حقوق مردم هر کشوری شمرده می شود وآوردن آنها به عنوان شروط، آن هم در انعقاد معاهده ای مهم و استراتژِیکی چون امضای پیمان راهبردی، بیشتر شبیه یک شوخی سیاسی است تا یک حرف جدی و اصولی، از نشانی رییس جمهور یک کشور مستقل!؟
چنانچه بارها یادآور شده ایم، برای یک بار دیگر نیز به رییس جمهور و مشاوران محترم ایشان به عنوان زنگ خطری متذکر می شویم که نسبت به هر گونه تصمیمی در راستای امضاء سند راهبردی با امریکا و یا هر کشور دیگری از نقش مردم و نمایندگان آنان در خانه ملت غافل نشده و در راستای اقداماتی گام بردارند که به نفع افغانستان، ملت و منافع علیای آنان باشد. به نظر می رسد دولت افغانستان به جای تکیه به این و آن، سعی در عمیق و محکم کردن پایه های نظام و قدرت خویش در قلوب افغانان کند و با اتکال به قدرت قاهره خداوند متعال و اتکا به امکانات کشور و توانمندی ملت خویش، شالوده یک دولت خدمتگذار و قوی را پی ریزی کنند، تا در سایه آن، هیچ بد خواهی از همسایه و غیر آن نتواند تصور شرارت نسبت به این آب و خاک را در مخیله شان خطور بدهند! و مسئولیت کشورهای منطقه و به خصوص همسایگان افغانستان هم همکاری صادقانه در برقراری امنیت و ثبات در افغانستان را ایجاب می کند؛ چرا که از نقطه نظر ژئوپولیتیکی و جغرافیایی نیز کشور افغانستان حکم قلب آسیا را دارد و همه می دانند که این قلب، سالها است که بیمار است و نیز همه می دانیم که وقتی قلب بیمار باشد، همگی اعضای دیگر، خواه ناخواه متاثر خواهند شد و من تعجب می کنم از اعضایی که می دانند که این قلب به زودی از طپش خواهد افتاد، اما با آنکه می توانند، کاری انجام نمی دهند و منتظراند تا آخرین دست و پا زدنهای آن را نیز به تماشا بنشینند!!

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement