کد خبر 168613
تاریخ انتشار: چهارشنبه 2 دَلو 138712:12

خشونت های طالبانی وپیام آن!

حملات انتحاری روز گذشته در کابل باردیگر چهره ی زشت و ددمنشانه گروه طالبان را به نمایش گذاشت.
آن تهاجم وحشیانه از چند جهت بی سابقه بود؛ اول این که بیشترمراکز دولتی مورد حمله قرار گرفت. دوم آنکه در یک روز و در ساعت های متوالی در سه نقطه ی شهر تهاجم انجام شد. سوم ، علاوه بر آن که ا فراد انتحاری خود را منفجرکردند تعدادی از آنها با تفنگ های خود کار نیز مسلح بودند، که مجموع این ها می تواند بسیار تامل برانگیز باشد. نسبت به حملات انتحاری به سادگی می توان داوری کرد، بدین معنا که فرد انتحاری می تواند در هر جای، خود را مخفی کند و با پوشیدن لباس مردم می توانند به هر مکانی نفوذ نمایند و خود را منفجر کنند و هم گفته می شود که اکثرافراد انتحاری پیش از آن که دارای انگیزه های قوی باشند، تحت تاثیر داروهای روان گردان قرار می گیرند و در حین حمله، چندان مسلط برخود نیستند، یا آنکه افرادی از دور کنترل آنان را در دست دارند و زمانی که به مکان مورد نظر وارد می شوند از راه دور مواد جا سازی شده را منفجر می کنند، و باعث کشته و زخمی شدن فرد انتحاری، دیگر انسان ها و تخریب اماکن می گردد .
 
اما ورود افراد مسلح ، در داخل یک وزارت خانه آن هم درساعات پررفت وآمد صبح، پرسش های فراوانی را برمی انگیزد، زیرا وارد شدن افراد مسلح در شهری مانند کابل با توجه به کمربندهای امنیتی ی که در اطراف این شهر ایجادشده است، این پرسش را مطرح می کند، که پولیس و نیروهای امنیتی کشورعلی رغم هزینه های فراوانی که برای تربیت آنان مصرف شده است ، هنوز فاقد کارایی لازم هستند و از نفوذ گروه های تروریستی در داخل کشوروشهر ها عاجز می باشند. ذهنیت دوم آنست که پولیس کشور مانند سایر ادارات دولتی در دام فساد چنان گرفتار اند که ممکن است، برخی از آن ها تبانی کرده باشند و در بدل گرفتن پول، تروریست ها را اجازه ی ورود به داخل کابل یا حتا در داخل وزارت خانه داده باشند .
 
برای آن که تلاشی هایی که در اطراف شهرکابل وجود دارند بسیار بعید به نظر می رسد که گروه ها یا افرادی بتوانند به صورت آزادانه و مسلح داخل شهر کابل شوند، اما احتمال دیگر آنست که طالبان هسته هایی در شهر ایجاد کرده اند که سمت فرماندهی آنان را به عهده دارد. 

اما پرسش دیگر آنست که چگونه این عملیات در شرایط کنونی در داخل شهر کابل تدارک دیده شده است؟ 

بی تردید علاوه بر جنبه های تخریبی آن – که طالبان با آن شناخته می شوند بعد سیاسی و تبلیغاتی آن را نمی توان از نظر دور داشت. با توجه به این که عملیات در زمانی صورت می گیرد که تحولات عمده در سطح ملی و بین المللی یا به وقوع پیوسته یا در آستانه ی انجام است وبیشتراز دوماه می شود که آقای کرزی دست به تغییراتی زده است، برخی وزرای کابینه را جا به جا نموده ازجمله آقای اتمر به سمت وزیر داخله تعیین گردید و با توجه به حسن مدیریتی که آقای اتمردر وزارت خانه های دیگر داشته است، امیدواری آن بود که تعیین آقای اتمردر وزارت داخله درساختار پولیس کشور تغییراتی خواهد کرد و افراد فاسد و استفاده جو از صف پولیس کشور بیرون رانده خواهند شد، اما حوادث اخیر نشان داد که تلاش ها چندان با موفقیت قرین نبوده و شاید هم پیام تروریست ها به مقامات کشوراین باشد که تمهیدات آن ها برای جلوگیری ازورود خرابکاران چندان اثر بخش نبوده ونخواهد بود و تهدید مخالفان دولت را باید جدی گرفت. 

پیام دیگر تروریستان شاید هم متوجه غربی ها باشد، زیرا ایالات متحده آمریکا بعد از انتخاب"اوباما "بزرگترین چالش را افغانستان خوانده است، بدین معنا که عمده ترین نگرانی آن ها ظهور مجدد طالبان وگسترش نا امنی توسط آن هاست، و آنان تصمیم گرفته است که بر تعداد نیروهای نظامی خویش درافغانستان بیفزایند، چنانچه برخی کشورهای غربی سربازانی را گسیل داشته اند که در برخی پایگاه های آن ها در داخل کشوراستقرار یافته اند، و انتظار برده می شود که در آینده ی نزدیک به تعداد سربازان آمریکایی افزوده شود و حتی حضور این نیروها درافغانستان به دو چند برسد. 

ممکن است که حملات تروریستی پیام روشنی به غربی ها باشد که افزایش سربازان و تغییر مواضع آن ها از بار خشونت نخواهد کاست، و آنها مصمم به ادامه حملات تروریستی می باشند وافزایش نیرو نه درچگونگی حملات تاثیری خواهد گذاشت ونه ازکمیت آن خواهد کاست. 

پیام دیگری که ممکن است داشته باشد، برای حکومت افغانستان و شخص آقای کرزی و کمیسیون صلح وابسته به دولت است که تلاش نموده تا طالبان، راه خشونت ورزی را رها کنند و در میز مذاکره بنشینند، اما حملات نشان داد که تلاش های حکومت افغانستان چندان توفیقی به همراه نداشته است، و آنها ( تروریستان) هم چنان بر طبل جنگ می کوبند؛ و با این خشونت ها می خواهند به اهداف سیاسی کلان تری دست یابند و کشتن و دریدن را وسایلی برای رسیدن به قدرت در نظر گرفته اند؛ این هایی که برشمردیم شاید یکی از این گزاره ها ی مورد توجه تروریستان باشد یا همه ی آنها، اما مسلم و مسجل آنست که حملات کورکورانه ی اخیر هیچ گاه برای تضعیف موقف نیروهای خارجی صورت نگرفته، بلکه باعث تقویت و توجیه حضور آنها در افغانستان می گردد، اگر افزایش خشونت عامل عمده افزایش نیروهای غربی شمرده شود می توان گفت که تروریستان در جهت اهداف غرب و آمریکا عمل کرده است و می کنند، از این امر هم نمی توان غفلت کرد که حملات تروریستی در شرایطی در کابل رو به افزایش گذاشته است که بیش از شش ماه است که امنیت پایتخت به دوش نیروهای داخلی قرار دارد، مردم می توانند به آسانی با نیروهای داخلی همکاری نزدیک ترکنند ومتاسفانه شاید افزایش خشونت باعث شود که بار دیگر امنیت شهر به نیروهای غربی سپرده شود. به هرصورت عمل کرد طالبان و تروریستان گرچه با شعار مبارزه با غربی ها ادامه دارد، اما دیده شده است که آنچه کرده اند در جهت تقویت غربی ها بوده، وجود و حضور بیشتر آن ها را در کشور توجیه پذیر ساخته است و در شرایط کنونی نیز افزایش نیروهای بین المللی درافغانستان را توجیه می نماید، در صورتی که مسئولان کشور قبلا ازدرمخالفت در آمده بودند و افزایش نیرو را در ایجاد و تحکیم امنیت کارساز نمی دانستند، اما حملات جدید باعث می شود که از نیروهای امریکایی استقبال کنند. 

دراخیرمی توان گفت که طالبان گرچه غرب و آمریکا را دشمنان خویش می دانند ولیکن عملا در خط آنان حرکت می کنند و در واقع به آسیاب آنان آب می ریزند. 

                                                            نویسنده:اکبرسعادت

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement