کد خبر ۱۵۰۰۰۸
تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۹ قَوس ۱۳۹۸ ۰۱:۳۳

نشست استانبول؛ از انتظارات افغانستان تا اهداف دیگران

بخش زياد سخنان اشرف غني در نشست استانبول، درست بود؛ اينکه مردم بايد به صلح و پايان جنگ اميدوار باشند، اينکه مشکلات افغانستان، تروريزم، مواد مخدر، جنايت و مخالفان مسلح داخلي و خارجي است، اينکه انتظار مي رود آتش بس برقرار شود و مذاکرات مستقيم ميان طالبان و دولت شروع شود و... با اين حال، مشکل در شناسايي اين اميدها، چالش ها و راهکارها نيست؛ مشکل در اين است که تضاد منافع قدرت هاي

اشرف غنی؛ رئیس ‌جمهوری در سخنرانی‌اش در کنفرانس استانبول گفت با وجود چهل سال جنگ مردم افغانستان به آینده خوشبین هستند.
 
آقای غنی مهمترین تهدیدهای این دهه افغانستان را "تروریزم، تجارت و قاچاق مواد مخدر، جنایت و مخالفان مسلح سیاسی" خواند که از نظر او دارای ابعاد ملی و فراملی است.
 
او درباره صلح هم گفت امیدوار است که این تلاش‌ها به آتش‌بس و مذاکرات مستقیم مسؤولان با طالبان منجر شود.
 
او همچنین امریکا را شریکی بنیادی و قابل اعتماد مردم و دولت افغانستان خواند. او اضافه کرد: "من به ویژه از رئیس‌ جمهور ترامپ به خاطر سفر اخیرش به افغانستان و سیاستش در قبال جنوب آسیا و حمایتش از روند صلح به رهبری و مالکیت افغان‌ها تشکر می‌کنم."
 
رجب طیب اردوغان؛ رئیس ‌جمهوری ترکیه نیز گفت که پروسۀ استانبول چارچوب اساسی برای صلح و گسترش همکاری است و باید هدف ما این باشد که از این طریق به حل مشکلات و چالش های منطقه‌ای بپردازیم.
 
به باور کارشناسان، بخش زیاد سخنان اشرف غنی در نشست استانبول، درست بود؛ اینکه مردم باید به صلح و پایان جنگ امیدوار باشند، اینکه مشکلات افغانستان، تروریزم، مواد مخدر، جنایت و مخالفان مسلح داخلی و خارجی است، اینکه انتظار می رود آتش بس برقرار شود و مذاکرات مستقیم میان طالبان و دولت شروع شود و... با این حال، مشکل در شناسایی این امیدها، چالش ها و راهکارها نیست؛ مشکل در این است که تضاد منافع قدرت های کوچک و بزرگ منطقه ای و بین المللی، اجازه نمی دهد، این مسایل حل شود و مردم افغانستان، بر سرنوشت خود مسلط شوند.
 
نمونه بارز آن، همین سفر اخیر ترامپ به بگرام است که از قضا اشرف غنی هم از آن ستایش کرده است؛ اما ظاهرا تنها کسی که از این سفر، راضی است، آقای غنی است. مردم افغانستان پیش از این، به این سفر سرزده و ابعاد ضد حاکمیت ملی، اشغالگرانه و تحقیرآمیز آن، واکنش نشان داده اند؛ واکنشی که قطعا به گوش آقای غنی هم رسیده؛ اما ظاهرا نمی خواهد او در این خصوص، نماینده و صدای مردم اش باشد.
 
ترامپ علیرغم وعده هایی که در بگرام داد، بار دیگر مذاکرات مستقیم و پشت پرده با طالبان را شروع کرد؛ بدون آنکه به مالکیت و مدیریت این روند از سوی دولت افغانستان، کمترین اعتنایی کرده باشد. در چنین شرایطی آیا بازهم آقای غنی به صلح خوشبین است و از ترامپ، متشکر است و به او اعتماد دارد؟
 
مثال دیگر، کنفرانس استانبول است؛ روندی که بیش از ۸ سال از آغاز آن می گذرد و تاکنون چندین شهر منطقه، میزبان آن بوده و قرار است سال آینده در تاجیکستان برگزار شود.
 
این روند به طور عملی و ملموس، چه دستاورد مشخصی داشته است؟ چه کاری برای کاهش جنگ و خشونت و استقرار صلح و ثبات انجام داده است؟
 
آقای غنی، نشست استانبول را ابتکار اردوغان خواند و از او ستایش کرد. این شاید بزرگترین دستاورد این روند باشد؛ اینکه اردوغان و ترکیه در متن و محور یک روند قرار می گیرند تا به اهداف خودشان برسند.
 
بازی مشابهی نیز در قطر جریان دارد و چندین بازی دیگر از مجاری و آدرس های دیگر؛ اما اهداف و پیامدهای همه آنها تقریبا یکی است: ادامه جنگ در افغانستان و تحقق اهداف دیگران برای نقش آفرینی در این بازی برای کسب سهمیه در جنگ جاری یا صلح احتمالی.
 
البته ریشه بخشی از این مشکلات، در درون افغانستان است. در تنش های جاری، در بی نظمی ها، قانون شکنی ها، فساد، فرقه گرایی، قوم پرستی و رویکردهای ضد ملی حاکمان و بازیگران سیاسی.
 
این بسیار مهم است که وقتی اشرف غنی در یک تریبون خارجی، سخن می گوید، چقدر از مردم اش نمایندگی می کند و صدای چند درصد از افغان ها است. این مورد، شاخص مهمی برای سنجش اعتبار عیار اقتدار یک دولت و ملت است؛ چیزی که بی تردید در حال حاضر، در شرایطی بسیار اسفبار و ناامیدکننده قرار دارد و این امر، دیگران را تشجیع می کند تا بدون توجه به مواضع رسمی و منافع ملی افغانستان، اهداف مشروع و غیر مشروع خود زیر نام های گوناگون، در جنگ و صلح کشور، دنبال کنند.

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement