کد خبر ۱۴۲۴۴
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۱ جَدْی ۱۳۹۲ ۱۱:۵۱

دین اسلام می تواند تمام نیاز مندی های بشر را پاسخ گو باشد

مراسم عزاداري رحلت پيامبر بزرگوار اسلام و دو فرزندش امام حسن مجتبي و امام رضا(ع) با حضور هزاران تن از مردم مومن شهر کابل در مدرسه علميه خاتم النبيين(ص) برگزار شد.

مراسم عزاداری رحلت پیامبر بزرگوار اسلام و دو فرزندش امام حسن مجتبی و امام رضا(ع) با حضور هزاران تن از مردم مومن شهر کابل در مدرسه علمیه خاتم النبیین(ص) برگزار شد.
در این مراسم، حضرت آیت الله العظمی محسنی رییس شورای علمای شیعه افغانستان به مناسبت رحلت پیامبر بزرگوار اسلام و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا(ع) گفت: پیامبر(ص) مدت ۶۳ سال در دنیا زندگی کرد که مدت ۴۰ سال آنرا در مکه بود.
او گفت: پیامبر(ص) در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شد و جبریل مرتبه رسالت را پس از تکمیل شدن تمام نیروهای وجودی و رشد عقلانی به او آورد.
به گفته این عالم برجسته کشور، اگرچه آن حضرت قبل از آنکه مقام رسالت را عهده دار شود، نبی بوده، اما اینکه چه وقت مرتبه نبوت را کسب کرده معلوم نیست.
به گفته آیت الله محسنی، پیامبر بعد از احراز مقام رسالت، ۱۳ سال را در مکه گذراند، که به گواهی تاریخ در این مدت زمان آنقدر زحمت و مشکلات را دید که حتی مطالعه این فراز از تاریخ انسان را محزون وغمگین می کند، به خصوص وقتی که آن حضرت از سفر طایف بر گشت و نتوانست وارد مکه شود و مشرکین مانع شدند.
او گفت: مقاومت رسول اکرم(ص) در ۱۳ سال مکه در برابر مشرکین، بالاترین دلیل بر پیامبری وی بوده، زیرا اگر یک انسان معمولی برای موقعیت اجتماعی و اقتصادی این ادعا را می کرد، صددرصد عقب نشینی می کرد.
آکادمسین کشور افزود: مصیبت های که بر روح مبارک پیامبر در مکه وارد میشد، بدتر از آن بر جسم آن حضرت وارد می شد، در روایت آمده که آن حضرت گفت هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد.
او گفت: پس از رحلت حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه عرصه بر پیامبر اسلام(ص) تنگه شد، لذا از طرف خداوند امر شد که مکه را ترک کند و آن حضرت به مدینه هجرت کرد و ده سال دیگر در مدینه ماند.
به گفته او تمام فعالیت های پیامبر(ص) در مدینه بود، وحکومت نوپای اسلامی نیز در مدینه تشکیل شد ومردم فوج فوج به اسلام می گرویدند.
به گفته وی، مدت ده سال اقامت پیامبر(ص) در مدینه سر نوشت ساز بود، اگرچه مدت زیادی نبود، اما از لحاظ کیفیت ارزش زیادی داشت.
به گفته آیت الله محسنی، خداوند به پیامبرش لطف کرد ومقام او را در دنیا آنقدر بالا برد که امروز تقریباً یک میلیارد و سه صد میلیون مسلمان در روی کره زمین به پیامبری او قبل از هر نماز در هنگام اذان شهادت می دهند.
خداوند به پیامبرش می گوید" ورفعنا لک ذکرک" من یاد و نام تو را بلند کردم وسینه ی ترا باز کردم و علم اولین و اخرین را به تو عطا کردم.
به گفته ی محسنی، خداوند(ج) در ادامه سوره الم نشرح، به مقام رسالت اشاره می کند و می فرماید الذی انقض ظهرک" هر کسی به جای پیامبر می بود، زیر این بار سنگین کمر می شکست به خصوص در شرایطی که مشر کین مکه هر لحظه او را اذیت می کردند.
او گفت: بار رسالت به راستی کمر شکن بود که خداوند در باره پیامبرش با آن روح بلندش می گوید: بار رسالت کمرت را شکست.
وی در ادامه سخنانش با اشاره به کیفیت رحلت پیامبر(ص) گفت: پیامبر از مرگ طبیعی رحلت نکرد، بلکه شهید شد.
او گفت: این روایت از طریق اهل سنت وشیعه سندش معتبر است که در جنگ خندق زن یهودی شانه زهر آلود گوسفند را به پیامبر خوراند و از آن به بعد، پیامبر بیمار شد تا اینکه از دنیا رفت.
او گفت: قرآن این موضوع را تایید می کند و می گوید اگر پیامبر بیمیرد یا کشته شود، شما به اعقاب خود یعنی دوران جاهلیت بر می گردید این آیه مبارکه رحلت پیامبر را تنها از مجرای طبیعی اثبات نمی کند بلکه کلمه قتل نیز در اینجا ذکر شده است.
در ادامه ی این آیه خداوند(ج) هشدار می دهد که اگر بعد از رحلت پیامبر(ص) به عقب بر گردید خداوند ضرر نمی کند، بلکه خود شما ضرر می کنید.
به گفته آیت الله محسنی، آنان که خدا پرست هستند، بعد از پیامبر نیز به عقیده دینی خود استوار می باشند و راه پیامبر را ادامه می دهند نه اینکه به جهالت اولی بر گردد و خداوند نیز به آنان جزای خیر می دهد.
پیامبر(ص) در برابر عمل زن یهودی که به او زهر خورانده بود، از خود بزرگواری نشان می دهد و می گوید: چرا این کار را کردی، زن یهودی گفت: یا رسول الله من خواستم بدانم که اگر تو رسول خدا هستی خداوند تو را از قضیه آگاه می سازد، اگر رسول نبودی باید کشته شوی تا مردم از جنگ و جدال راحت شود. رسول اکرم گفت تو آزاد هستی و من تو را بخشیدم.
وی در بخشی دیگر از سخنانش گفت: امروز عصر ارتباطات است ومردم منطق و استدلال می خواهند، جنگ جنگ فرهنگی است، انسان باید مثل حیوانات جنگل نباشد، مشکلات باید از راه منطق، حل و فصل شود.
او گفت: امروز در برابر بشر سه راه وجود دارد، انسان یا باید به طرف دموکراسی یا به طرف دین آسمانی برود و یا اینکه به طرف کمونیزم، اگرچه کمونیزم از نظر سیاسی و نظامی سقوط کرد، ولی یک فرهنگ بود یک عده هنوز هم می گوید، دنیا را باید کمونیزم اداره کند.
راه دیگر دموکراسی است که غربیها بر آن تاکید دارند، آنها به این باور هستند که دموکراسی غربی تمام خوشبختی را برای بشریت به ارمغان می آورد.
این دموکراسی نیز از خود اقسامی دارد، هر کسی آمده به آن یک پسوندی داده، در حقیقت دموکراسی به هر نوعش چه لیبرالی باشد یا غیر لیبرال، همان حکومت مردم بر مردم است، اشتباه است. هر کسی که آن را به نفع خود تحلیل می کند.
راه دیگر دین آسمانی است که عبارت از دین اسلام باشد، نه دین یهود و مسحیت که نه ایده لوژی درست دارد ونه شریعت.
اسلام هم جهان بینی عالی وهم ایدئولوژی جامع دارد که بشریت را در قرن ۲۱ اداره می کند و کتابش که همان قران کریم است دست نخورده باقی مانده، بنا بر این دین اسلام می تواند تمام نیاز مندی های بشر را پاسخ گو باشد.


برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement