کد خبر ۱۱۶۰
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۰ مِیزان ۱۳۸۸ ۱۰:۱۸

اما و اگرهای جایزه صلح نوبل

« همه باقي مانده دارايي نقدي من بايد به صورت زير استفاده شود: سرمايه اي که توسط قيم هاي من خرج مي شود بايد صرف بنيان گذاري صندوقي شود تاسود سالانه آن به صورت جوايزي به افرادي که درسال گذشته بزرگترين خدمت را براي بشريت انجام داده اند، اعطا گردد. بهره ذکر شده بايد به پنج قسمت مساوي تقسيم شود و به صورت زير تخصيص داده شود:يک قسمت به شخصي که مهمترين اکتشاف و اختراع را درزمينه فيزيک داشته باشد، يک قسمت به فردي که مهمترين اکتشاف وپيشرفت را درحيطه شيمي داشته، يک بخش به فردي که بزرگترين کشف را درزمينه فيزيولوژي وپزشکي ارائه دهد ويک قسمت به شخصي که درزمينه ادبيات وهنر برجسته ترين کاررا دريک مسيرآرماني وايده آل ايجادکرده باشد وسرانجام يک بخش به فردي که مهمترين وبهترين کاررا براي اتحاد بين ملتها وبراي ازبين بردن وياکاهش لشکرکشي وجنگ وبراي برگزاري و ترفيع همايش هاي صلح انجام داده باشد، اعطاگردد.»

اين قسمت عين جملاتي از وصيتنامه آلفرد نوبل مي باشد که در 27 نوامبر 1895 درپاريس نوشته وامضاکرده است .درابتداخواسته هاي نوبل با مخالفت اعضاي خانواده وي به خصوص برادرزاده هاي او روبرو شد ولي رگنر سلمن(Ragnar Sohlman )مهندس جوان ودستيار نوبل، که به عنوان قيم دارايي او در وصيتنامه معرفي شده بود، مقدمات آن را فراهم کرد وسرانجام در ژوئن 1900 به طوررسمي توسط دولت سوئد تصويب گرديد. درسال 1901اولين جوايز نوبل اعطا شد واز آن زمان تاکنون ازنوبل به عنوان مشهورترين جايزه در جهان ياد مي شود.
امسال نیز، سرانجام از بين 205 نامزد حقيقي و حقوقي دريافت جايزه صلح نوبل ،‌ باراك اوباما، ‌رئيس جمهور امريكا برنده اين جايزه اعلام شد. اما اين جايزه که شامل يك مدال طلا، يك لوح افتخار و 4/1 ميليون دلار مي باشد، نوزدهمين جايزه صلح براي آمريكا و سومین جايزه صلح براي روساي جمهور در حال خدمت ايالات متحده است، همه و حتي خود باراک اوباما را شوکه کرد و واکنش های مختلف و بعضا متضادی را در اقصی نقاط جهان به همراه داشت. (پیش از این، تئودور روزولت در سال 1906 ، وودرو ويلسون در سال1919و جيمي كارتر رییس جمهور سابق آمریکا در سال 2002 این جایزه را دریافت کرده اند.)
از یک سو بسیاری ، شدیدا منتقد این انتخاب هستند و اوباما را مستحق چنین جایزه ای نمی دانند به گونه ای که خود وی نیز با نظر منتقدين موافق است و اظهار داشته است:"احساس نمي كنم كه استحقاق همراهي با تعداد زيادي از چهره هاي تحول گرا كه نائل به دريافت چنين جايزه اي شده اند را داشته باشم."
از دیگر سو برخی ، سعی و تلاش وی را در راستای تامین صلح جهانی درخور توجه می دانند و معتقدند که کمیته جایزه صلح نوبل، انتخاب درستی انجام داده است.
اما در این بین این سوال اساسی مطرح می شود که چه چيزي سبب شد تا از بين بیش از دویست نامزد حقيقي و حقوقي دريافت جايزه صلح نوبل ، باراك اوباما ، رئيس جمهور امريكا برنده اين جايزه در سال 2009 شود؟ و سوال بعدی اینکه از بین دو گروه موافق و مخالف فوق، حقیقتا حق با کیست؟
آنچه که کمیته جایزه صلح نوبل به عنوان دلیل این انتخاب ذکر کرده اند "تلاش هاي اوباما براي تقويت ديپلماسي بين المللي، خلع سلاح هسته اي و همكاري ميان مردم جهان" بوده است. ولی این ادعا می تواند این سوال مهم دیگر را در ذهن به وجود آورد که اوباما چه اقدامي در راستاي حذف تروريسم و خشونت در جهان و برقراري صلح انجام داده كه باعث دريافت چنين جايزه اي شده است؟ خصوصا اينكه هنوز 9 ماه از رياست جمهوري وي مي گذرد.
البته ممکن است برخی افراد در دفاع از تصمیم کمیته جایزه صلح نوبل برخی اقدامات اوباما از جمله تصمیم وی در تعطیلی گوانتانامو، حمایت او از مذاکرات صلح خاورمیانه، خروج نیروهای آمریکایی از شهرهای عراق و توسعه فعالیت های نظامی آمریکا در افغانستان را از دستاوردهای مهم باراک اوباما ارزیابی کنند اما همانطور که شواهد و قرائن به خوبی نشان می دهد حقیقت ماجرا به گونه دیگری است به طوری که اولا؛ روند تعطیلی زندان مخوف گوانتانامو بسیار به کندی پیش می رود و این فرایند با موانع و مشکلات عدیده ای روبروست. ثانیا؛ در حوزه خاورمیانه و مسئله فلسطین هیچ دستاورد عملی قابل مشاهده نیست و هیچ توفیق محسوسی در این راستا به دست نیامده است مضافا بر اینکه جهانیان هیچ گاه جنايات اسرائيل و حمايت هاي صريح اوباما و امريكاييان در فاجعه غزه و موج برآمده از نفرت ملل جهان در تجمعات و اعتراضات جهاني را فراموش نخواهند کرد. ثالثا؛ همانطور که هموطنان ما نیز شاهد هستند در افغانستان، طالبان روز به روز قدرتمند تر شده و فضای التهاب و نا امنی در اقصی نقاط این کشور رو به گسترش است ضمن اینکه بر خلاف ادعای آمریکا در جهت افزایش نیرو و توسعه فعالیت های نظامی و بر اساس آخرین خبرها این طالبان هستند که نیروهای شان را در افغانستان چهار برابر کرده اند و نيروهاي آمريكايي در نظر مردم چيزي جز قصابان صلح و آزادي و امنيت به حساب نمي آيند. رابعا در عراق نیز اوضاع چندان رضایت بخش نبوده و کما فی السابق حملات تروریستی و انفجارهای انتحاری همچون گذشته، انسان های بی گناه را به خاک و خون می کشد.
حال اگر در کنار این تفاسیر بخواهیم مروری گذرا به فهرست کساني که بعد از پايان جنگ جهاني دوم و در طول پنجاه و چند سال اخير يعني بعد از تشکيل رژيم صهيونيستي جايزه صلح نوبل را دريافت کرده اند داشته باشیم به این حقیقت مسلم دست خواهیم یافت که نه تنها کميته جایزه صلح نوبل بر اساس وصيت آلفرد نوبل عمل نکرده بلکه برعکس، اين جايزه را به افرادي داده است که خود نقش مؤثري در جنگ افروزي ها و کشتار مردم بيگناه داشته اند.
از سوی دیگر بررسی شخصیت های دریافت کننده این گونه جوایز مبین این مطلب است که افرادي که اين جايزه را دريافت کرده اند ويژگي هايي از جمله پذيرفتن حاکميت بي قيد و شرط نظام سرمايه داري غرب، مخالفت با جهان اسلام و جنبش هاي آزاديخواه و استقلال طلب وتاييد جنايات وحشيانه رژيم صهيونيستي را دارا بوده اند.
به عنوان مثال در این زمینه می توان به الای ویسل، هنری کسینجر، اسحاق رابین، مناخیم بگین، انور سادات، یاسرعرفات، جیمی کارتر و بسیاری دیگر اشاره نمود.
الای ویسل، صهیونیست معروف آمریکایی که به دشمنی شدید با مسلمانان و مخصوصا مردم فلسطین معروف بود در سال 1986و در میان اعتراضات گسترده، جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. هنری کسینجر سیاستمدار کهنه کار آمریکایی، که به خاطر حمايت هاي بي چون و چرا و گسترده اش از رژيم صهيونيستي‎ ‎به «سايه موشه دايان» معروف بود ، ‏در سال 1973برنده جايزه صلح نوبل معرفی شد، اسحاق و مناخيم بگين نخست وزيران اسبق‎ رژيم غاصب صهیونیستی نیز از جمله کساني هستند که ‏علي رغم جنايات بي شمار و هولناک در‎ ‎فلسطين اشغالي و انجام ده ها عمليات تروريستي عليه زنان و مردان و ‏کودکان‎ ‎بي گناه فلسطيني، با عنوان تلاش کنندگان براي برقراري صلح، جايزه صلح نوبل‎ ‎را در سال هاي 1978و ‏‏1994 دريافت کردند‏. یاسر عرفات نیز پس از شرکت در نشست پنهان اسلو و تسلیم شدن در مقابل رژیم صهیونیستی که در حقیقت خیانتی به ملت فلسطین محسوب می شد در سال 1994، جایزه صلح نوبل گرفت. انور سادات رئيس جمهورمصر نیز، هنگامي که در کنار جمال عبدالناصر با رژيم‎ ‎صهيونيستي مبارزه مي کرد، يک ‏جنگ طلب معرفي مي گرديد که قصد برهم زدن‎ ‎آرامش و ثبات منطقه را دارد ولي بعد از سازش در«کمپ ‏ديويد» و همراهي با‎ ‎رژيم صهيونيستي نه تنها لقب مرد صلح را گرفت بلکه به عنوان مبارزي شجاع که‎ ‎براي ‏صلح و ثبات تلاش مي کند معرفي گرديد و جايزه صلح نوبل‎ ‎را درسال1978دریافت کرد.
اما در عوض بسیاری افراد بودند که به دلایل مختلف از دریافت چنین جوایزی محروم شدند که به عنوان مثال می توان به پاپ ژان پل دوم اشاره کرد که به خاطر مخالفت با حمله آمريکا به عراق، مخالفت با همجنس بازي، مخالفت با روابط جنسي قبل از ازدواج و اعتراض به سقط جنين از دریافت جایزه به اصطلاح صلح نوبل بازماند.
آری! اکنون بررسی سوابق و اقدامات افرادی که مستحق دریافت چنین جوایزی می شوند به روشنی مبین این مطلب مهم است که کميته صلح نوبل نیز مانند بسياري از موسساتی که اسامي زيبايي مانند صلح، حقوق بشر، آزادي و دفاع از حقوق بشريت را یدک می کشند، تنها به دست مايه اي تبديل شده تا با اهداي جايزه صلح نوبل به جنگ افروزان و استثمارکنندگان حقوق ملت هاي مستقل، بر اقدامات آنان سرپوش گذاشته شود.

                                                                             سید محمد حسینی

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement