کد خبر 113955
تاریخ انتشار: شنبه 13 عَقرَب 139609:20

نگرانی امنیتی یا انسداد سیاسی؟

موج هاي اجتماعي که در برخي کشورها بر عليه حاکمان، افراد و چهره هاي سياسي و اجتماعي شکل گرفته و دامنه آن به دنياي واقعي نيز کشيده شده، در برخي موارد، حکومت ها را به ستيز با خود شبکه هاي اجتماعي واداشته است.

یک مقام وزارت مخابرات افغانستان تایید کرده که این وزارت واتس‌آپ، تلگرام و شماری نامشخص از حساب‌های کاربری توییتر و فیسبوک را مسدود می‌کند.

نقیب‌الله سیلاب؛ رئیس اداره تنظیم خدمات مخابراتی گفته که این تصمیم به دلیل نگرانی‌های امنیتی اتخاذ شده؛ اما توضیح بیشتری نداد.

پیشتر دو نامه رسمی به امضای آقای سیلاب در شبکه‌های اجتماعی درز کرده که در آن از شرکت "یونین تلکام" خواسته فهرستی از وبسایت‌ها و حساب‌های کاربری فیسبوک و توییتر را به صورت فوری مسدود کند.

در یکی از این نامه‌ها، از این شرکت خواسته شده که شبکه‌های اجتماعی تلگرام و واتس‌آپ را براساس دستور "مقامات ذی‌صلاح بدون تاخیر" مسدود کند.

در نامه دوم، از شرکت یونین تلکام خواسته شده که "تمام وبسایت‌ها، اکانت‌های فیسبوک و توییتر اشخاص و افراد لیست ارسالی این اداره" را به صورت فوری مسدود کند.

فهرست مورد نظر هنوز در دست نیست و از این نامه‌ها نمی‌توان پی برد که وزارت مخابرات چه وبسایت‌ها و حساب‌های کاربری را می‌خواهد مسدود کند.

کارشناسان اما عقیده دارند که شبکه های اجتماعی در افغانستان و سایر کشورهای جهان، کارکردهای مثبت و منفی فراوانی دارند.

به باور آنها در جریان انقلاب های خاور میانه ای که به ریزش دومینویی قدرت های استبدادی عرب که ده ها سال با حمایت خارجی بر بخش عظیمی از مردم خاور میانه، به صورت غیر مشروع و دیکتاتورمآبانه حکمرانی کرده بودند، منجر شد، یکی از مهم ترین کارکردهای شبکه های اجتماعی آشکار شد، به گونه ای که یکی از نام هایی که جامعه شناسان، به انقلاب های خاور میانه ای در آن زمان، اطلاق می کردند «انقلاب فیسبوکی» بود.

فیسبوک نامبردارترین و پرطرفدارترین شبکه اجتماعی در نزد عموم مردم است. توییتر رویکردی نخبه گرایانه دارد و بیشتر مورد استفاده دیپلمات ها، نخبگان و خبرگان اجتماعی و سیاسی جهان است. واتساپ و تلگرام نیز به عنوان مراجعی پرطرفدار برای انتشار و انتقال سریع و فاقد محدودیت پیام های کاربران می توانند نقش مهمی در شکل دهی جریان های اجتماعی و اطلاع رسانی مستند به عموم مردم ایفا کنند و سد سانسورهای حکومتی را بشکنند و سیاست های محدودکننده حاکمیت ها را دور بزنند.

افزون بر اینها شبکه های اجتماعی دیگری نیز شکل گرفته اند که برخی در ابعاد ملی و محلی فعالیت می کنند و شماری نیز موفق شده اند، مرزها را بشکنند و یک جامعه کوچک جهانی و فراملیتی در دنیای مجازی ایجاد کنند.
یک فعال فرهنگی- اجتماعی امریکایی در توصیف شبکه های اجتماعی، آن را عنکبوب چموشی معرفی می کند که به نفرت انگیزترین شیوه ممکن، به سرکشی و جاسوسی از خصوصی ترین لایه های پنهان حیات فردی انسان ها در ابعاد وسیع، اشتغال دارند.

این شاید در نگاه اول یک برداشت بدبینانه باشد؛ اما مواردی رخ داده است که حکومت ها، نظام های سلطه، شبکه های جاسوسی و نهادهای استخباراتی، برای اعمال سلطه و سرکوب خود بر مخالفان و منتقدان، آنها را با استفاده از شبکه های اجتماعی، مورد تهدید قرار داده اند.

با این حال، حکومت ها شاید بیشتر از منتقدان آن، از رهگذر شبکه های اجتماعی، هدف گرفته شده و آسیب دیده اند. موج های اجتماعی که در برخی کشورها بر علیه حاکمان، افراد و چهره های سیاسی و اجتماعی شکل گرفته و دامنه آن به دنیای واقعی نیز کشیده شده، در برخی موارد، حکومت ها را به ستیز با خود شبکه های اجتماعی واداشته است.

مثلا در افغانستان، در پی سقوط شهر قندوز به دست طالبان و زیر سؤال رفتن سیاست های امنیتی دولت و در ادامه آن، حمله مرگبار هواپیماهای امریکایی بر شفاخانه ای در آن شهر، شایعه فیلتر فیسبوک به وسیله تصمیم گیران امنیتی حکومت، منتشر شد.

با این حساب، شبکه های اجتماعی می توانند کارکردهای مثبت و منفی دوگانه ای داشته باشند. این شبکه ها از یکسو خبررسانی، خبرنگاری و اطلاع دهی را به مثابه یک رسالت فراگیر و همگانی درمی آورند و بدون تمهیدات سنتی خبررسانی، در یک آن، خبر را به دورترین نقطه زمین، منتشر می کنند و از جانب دیگر، گاه شایعات کذب و واقع نما را در قالب واقعیت های همه گیر، شایع می کنند و در نتیجه به پریشانی روان جمعی و تهدید امنیت عمومی، منجر می شوند.

آسیب های فرهنگی ناشی از استفاده افراطی از این شبکه ها هم کم نیست؛ از تقلیل علم و دانایی و خرد به مثابه ابزارهای سهل الوصول و در دسترس همگان تا شیوع پوپولیزم، عوام زدگی، سطحی نگری و عقده گشایی به جای تفکر و خرد و آگاهی واقعی و عدالت در بینش و کنش.

با توجه به این مسایل، نگرانی امنیتی از ناحیه شبکه های اجتماعی به ویژه از سوی حکومت های شکننده و در معرض ریزش و آسیب، یک واقعیت قابل درک است؛ اما از آنسو، در حکومت هایی که عمیقا تظاهر به تعهد به آزادی بیان می کنند و آن را یکی از افتخارات و دستاوردهای درخشان خود به حساب می آورند، آختن تیغ سانسور بر فراز این شبکه ها، پیش از آنکه به دلایل امنیتی، موجه و قابل دفاع باشد، بیشتر به جهت تقویت و شیوع انسداد سیاسی و فراگیری دیکتاتوری و اعمال سلطه و محدودیت غیر مشروع و فراقانونی بر آزادی های اساسی توده، جای نگرانی و ترس دارد.

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement