کد خبر ۱۰۶۰۳۲
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۰ ثَور ۱۳۹۶ ۱۹:۵۹

اوضاع جاری کشور و عبور از واقعیت های تلخ

ورود رهبر حزب اسلامي در قضاياي جاري در کشور، يک ورود صد در صد تاکتيکي و پلان شده و مهندسي شده است که با هد

این روزها و با آمدن گلبدین حکمتیار در صحنه سیاسی افغانستان، قضایای کشور ما وارد مرحله خاص و اساسی شده است.

با ورود رهبر حزب اسلامی و البته از آغاز دوره کاری حکومت وحدت ملی به ریاست جمهوری آقای اشرف غنی، گویا شکل خاصی از دولتداری در حال استخوان بندی و انعقاد نطفه است؛ شکلی که به تعبیر بسیاری از آگاهان، از حدود چهل سال قبل به آن طرف، همواره در افغانستان حاکم و مسلط بوده و زمام داران فعلی و در راس آن رئیس جمهور غنی و هواداران وی در صدد احیا و برقراری دوباره آن در کشور هستند.

اما آن شکل خاص از حکومتداری و دولت سالاری از نظر قاطبه آگاهان و کارشناسان غیر پشتون و تک و توکی هم پشتون، بازگشت به سیستم تک قومی در حکومت کردن بر افغانستان و مردم آن است که از دیدگاه بسیاری از کارشناسان، از سوی برخی ها در ارگ ریاست جمهوری و بیرون از آن به شدت در حال اجرا و انجام است؛ به گونه ای که می شود گفت در این نهضت نامبارک بیشتری از سران و رهبران قوم پشتون، همصدا و همگام شده و چون آن حلقه های محکم و بهم پیوسته زنجیر، یکدیگر را کمک و یاری می دهند!.

از دیدگاه این دسته از آگاهان، ورود حکمتیار و آنهم در برهه ای از زمان که نهضت تک قومی می رود تا روزهای اوج و قوتش را تجربه کند، نمی تواند بدون حساب و کتاب و هندسه و تدبیر سیاسی باشد؛ چرا که رهبر حزب اسلامی اگر بواقع طرفدار برقراری صلح و ثبات در کشور می بود، اولاً این همه سال صبر نمی کرد و خیلی زودتر از اینها به پروسه صلح و آشتی می پیوست و در ثانی هیچگاه خود آغازگر جنگهای ویرانگر و افغان و افغانستان سوز داخلی در سالهای ۷۰ به بعد نمی شد و نبردهای خونین و آتشین میان مجاهدین را در کابل استارت نمی زد!.

بنابر این، از این منظر و دیدگاه، ورود رهبر حزب اسلامی در قضایای جاری در کشور، یک ورود صد در صد تاکتیکی و پلان شده و مهندسی شده است که با هدف تقویت بازو و بنیه و بنیاد قوم گرایی و ایجاد و احیای نظام فراموش شده ی تک قومی در افغانستان، صورت می گیرد.

اما از سوی دیگر، برخی از صاحبنظران که تعداد و رقم شان کم هم نیست، به این باوراند که بر خلاف گفته بعضی از سیاست مداران و سیاست پیشگان که منتسب به اقوام غیر پشتون هستند و دل خوشی نیز از حاکمیت فعلی و نیز تک قومی ندارند؛ و می گویند که سیستم تک قومی در افغانستان پاسخگو نیست، به این باور اند که تنها راه نجات کشور از بحرانهای موجود، همانا احیا و زنده شدن دوباره سیستم تک قومی است.

از نظر این دسته از آگاهان در حدود ۳۰ و چند سالی که از بحران حاکم در افغانستان می گذرد و در این روزگار نه چندان کوتاه مردم افغانستان شاهد قرار گرفتن دولت و حاکمیت و قدرت در دست اقوام غیر پشتون نیز بودند؛ اما متاسفانه هیچکدام نتوانستند تجربه خوب و جالب دولت و حکومتداری را کسب کرده و خاطره مبارک و نیکی از خود بر جای بگذارند.

لذا و با توجه به تجربه ناموفق دولتداری اقوام غیر پشتون و نیز اشد ضرورت جهت برقراری صلح و ثبات نسبی در کشور و نیز با امید به نجات افغانستان از فقر و فلج نظام اقتصادی و در نتیجه بهبود اوضاع معیشتی مردم، ناچار از گردن نهادن به سیستم تک قومی در حیطه دولت و حکومتداری در افغانستان هستیم.

اما به نظر می رسد این نظر را مقداری باید تعدیل کرد و این گونه بی مهابا و بی حساب هم نباید تن به تحلیل ها و آرایی داد که به نوعی در جهت رشد و پویایی قومی در کشور، بدون توجه به رشد و ترقی اقوام دیگر موجود در افغانستان، خلاصه می شود.

به نظر می رسد تعدیل دیدگاه مذکور به این باشد که مردم افغانستان همان ایده داشتن برادر بزرگ به خصوص در مسائل سیاسی و دولتداری را ولو از سر ناچاری و ناگزیری هم که شده، باید بپذیرند و بر آن گردن بگذارند و در کنار آن به برادران بزرگ خود که همانا پشتونها هستند، این واقعیت را هم بفهمانند که اقوام دیگر موجود در افغانستان هم اولاً همه افغان هستند و زاده همین آب و خاک و هیچ کسی در این کشور بر دیگری تفوق و برتری ندارد و به هیچ فرد و نهاد و ارگانی این اجازه داده نشود که مانع رشد و ترقی فردی از افغانستان شود.

دوم و نهایتاً اینکه برادران بزرگتر ما این از خودگذشتگی اقوام دیگر را به حساب ضعف آنها نگذارند و به قوم و قبیله خویش این معنی را تفهیم کنند که سایر اقوام به خاطر حفظ افغانستان و یکپارچگی مردم، از حقوق مسلم خویش به خصوص در عرصه دولت و حکومتداری به نفع قوم پشتون که نه بلکه به سود همه ی افغانها، کنار رفته اند و میدان را برای برادران بزرگتر خویش باز کرده اند تا آنان در حد وسع و توان خویش به افغانستان و مردم آن صادقانه خدمت کنند.

به نظر می رسد این منحصر راه و مسیری از عقل و منطق ورزی است که مردم افغانستان در پیش رو دارند و علی الظاهر ناچارند تا این قربانی را بدهند؛ تا شاید خود و کشور شان روی امنیت و رفاه را ببینند.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement