کد خبر ۱۰۱۶۸۴
تاریخ انتشار: پنج شنبه ۷ دَلو ۱۳۹۵ ۲۳:۴۴

سازمان ملل و ابعاد منطقه ای بحران افغانستان

البته براي هريک از کشورهاي ديگر منطقه و جهان نيز در مقياس هاي متفاوتي وضعيت جاري در افغانستان و آينده تحولات اين کشور، از اهميت برخوردار است و همين امر موجب شده است تا افغانستان يکبار ديگر در سال هاي پيش رو همانند سال ???? ميلادي در کانون توجه قدرت هاي منطقه اي و جهاني قرار بگيرد و اوضاع و تحولات جاري در کشور ما، براي بسياري ها حساس و قابل اهميت جلوه کند.

رییس جمهور غنی در دیدار با میسروسلاو جینکا؛ معاون دبیر کل سازمان ملل در امور سیاسی، به منظور حل مسایل منطقه ای، خواستار برگزاری کنفرانسی در سطح کشورهای منطقه از سوی سازمان ملل شد.

در این دیدار که در ارگ انجام شد، دوطرف در مورد امنیت، ثبات و صلح منطقه ای، همکاری‌های همه‌جانبه، مبارزه با تروریزم و سایر موضوعات مهم تبادل نظر کردند.

اشرف غنی گفت که سازمان ملل می بایست به‌هدف بحث و تصامیم مشترک روی موضوعات عمدۀ منطقه ای، کنفرانسی را در سطح کشورهای منطقه برگزار کند و نقش خویش در این راستا را ایفا نماید.

میسروسلاو جینکا هم گفت که سازمان ملل به‌ منظور حل مناسب مسایل منقطه ای آمادۀ هرگونه همکاری است و او این موضوع را با دبیر کل این سازمان در میان خواهد گذاشت.

آقای غنی با تأکید بر تأمین روابط دولت- دولت میان کشورها، از تأثیر مخرب روابط برخی دولت‌ها با عناصر غیر حکومتی روی ثبات و پیشرفت منطقه، اظهار نگرانی کرد.

این در حالی است که به باور کارشناسان، انتخابات آینده پارلمانی، روند صلح، مبارزه با تروریزم مسؤولیت های امنیتی دولت و نیروهای خارجی و هر مساله دیگری در افغانستان به نحوی با شرایط جاری و آتی منطقه، آرایش های امنیتی و استخباراتی کشورهای رقیب و آرامش و ثبات در سراسر منطقه و جهان ربط و نسبت دارد و این ربط و نسبت به اندازه ای که برای کشورهایی غیر از افغانستان، اهمیت و اولویت راهبردی و استراتژیک دارد شاید برای مردم افغانستان نداشته باشد.

دلیل این نکته از دید آگاهان، کاملا مشخص است؛ زیرا به باور آنها بخش بزرگی از مشکلاتی که امروز و در گذشته در افغانستان جریان داشته، ریشه در زد و بندها، رقابت ها و صف آرایی های سیاسی، نظامی و استخباراتی و اقتصادی کشورهای منطقه و جهان داشته است.

در این میان، به طور نمونه، کشورهای هند و پاکستان به دلیل دشمنی های دیرسال با همدیگر، هر دو به افغانستان نگاه استراتژیک دارند؛ اما هند منافع خود را در افغانستانی امن، باثبات و دموکراتیک می بیند؛ زیرا آرامش در افغانستان، زمینه را برای نفوذ بیشتر هند در این کشور در عرصه های مختلف اقتصاد، صنعت و معدن، تجارت، فرهنگ و هنر و سیاست و امنیت فراهم می کند؛ اما برای پاکستان، این معادله صورت معکوس دارد.

هندی ها با دولت کنونی افغانستان روابط مستحکم و استراتژیک دارند و از این رهگذر تلاش می کنند نفوذ اقتصادی و سیاسی خود در افغانستان را گسترش دهند. همچنین افغانستان یکی از مصرف کنندگان اصلی محصولات فرهنگی هند به ویژه در حوزه سینما، موسیقی و مدل های پوشاکی است و این امر نیز به آن کشور امکان می دهد تا به ترویج ارزش های فرهنگی خود در افغانستان بپردازد.

در حوزه مسایل سیاسی و امنیتی نیز هند سعی می کند با نزدیک شدن به دولت کابل، زمینه های نفوذ پاکستان در این دو عرصه مهم را کاهش دهد و به این ترتیب، در دوئل سنتی اش با پاکستان در میدان افغانستان، به برتری دست یابد.

بنا بر دلایلی که اشاره شد هند و پاکستان هردو نسبت به وضعیت کنونی و تحولات آینده افغانستان با حساسیت و وسواس نگاه می کنند و هرکدام بدون شک تلاش خواهند کرد تا این روندها به گونه ای شکل بگیرد که برای منافع آنها در کشور ما،بهره بیشتری داشته باشد.

البته برای هریک از کشورهای دیگر منطقه و جهان نیز در مقیاس های متفاوتی وضعیت جاری در افغانستان و آینده تحولات این کشور، از اهمیت برخوردار است و همین امر موجب شده است تا افغانستان یکبار دیگر در سال های پیش رو همانند سال ۲۰۰۱ میلادی در کانون توجه قدرت های منطقه ای و جهانی قرار بگیرد و اوضاع و تحولات جاری در کشور ما، برای بسیاری ها حساس و قابل اهمیت جلوه کند.

این، از نظر کارشناسان، بدون شک برای افغانستان به مثابه کشوری که خود کانون این تحولات است از اهمیت به سزایی برخوردار است؛ اما این حساسیت، مستلزم مدیریت درست و مثبت در راستای اهداف و منافع بلندمدت و استراتژیک است.

دولت پیشین افغانستان متاسفانه به دلیل نبود یک راهبرد بلندمدت ملی نتوانست از فرصت های پیش آمده در طول این سال ها به خوبی بهره ببرد و همین امر نیز سبب شد تا به رغم توجهات جهانی به افغانستان، این کشور همچنان درگیر جنگ و بحران و مواد مخدر و فساد و قوم گرایی و نگاه قومی و غیر ملی به سیاست و دولت داری و حاکمیت قانون باقی بماند؛ اما در این برهه حساس و تاریخی که یکبار دیگر این فرصت فراهم شده، انتظار می رود رهبران حکومت وحدت ملی به این مساله اهمیت بدهند و حساسیت های جهانی را در مسیر منافع مهم و بلندمدت ملی،‌ توجیه و مدیریت کنند تا کشور به جای تبدیل شدن به عرصه ای برای سودجویی قدرت های منطقه ای و بین المللی، زمینه ای برای تلاقی این گرایش ها بر یک محور مشترک مبتنی بر منافع مردم افغانستان قرار بگیرد.

نقش سازمان ملل البته در تحقق این امر، بسیار حیاتی است. سازمان ملل باید از قالب یک سازمان بشردوستانه صرف، به سازمانی فعال و باصلاحیت، تغییر نقش دهد و به این ترتیب، با برگزاری یک نشست جامع و فراگیر منطقه ای با موضوع بحران سیاسی و امنیتی افغانستان، کشورهای حامی تروریزم در منطقه را وادار به پذیرش نظم و قواعد بین المللی در این زمینه کرده و نسبت به تبعات سرپیچی آنها از این نظم و قواعد، آنها را آگاه سازد.

برچسب‌ها

نظر شما

  • AvaAdvertisement

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

  • AvaAdvertisement