توصيه مطلب
۰
 
نبرد اندیشه ها.....
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۱ قوس ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۰۶

امروزه دانشگاها، مدارس، رسانه ها و مساجد محل ترویج و تاخت و تاز افکار و اندیشه های سکولاریزم ،کمونیزم و وهابیزم قرارگرفته است.

انسان از بدو آفرینش و پا نهادن به جهان هستی تحت تاثیر افکار و اندیشه های گوناگون قرار می گیرد. او در ابتدا اختیاری از خود نداشته و با تاثیر پذیری از این افکار واندیشه ها تربیت یافته و آهسته آهسته آن اندیشه های خاص در ذهن او نهادینه شده و شخص به مراحل بعدی فکری و جسمی قدم می گذارد.

مرحله‌ی دوم همان ورود به دوران مدرسه می باشد. طی این مدت نیز تحت اثر مطالب و محتواهای از پیش تعیین شده و نیز مدیریت شده آموزش می یابد و مرحله به مرحله به پیش می رود تا آنکه کم کم به حدی از توانایی خواهد رسید که قادر به تفکیک و تحلیل مطالب مختلف باشد.

در کنار این آموزه های آکادمیک، رسانه های صوتی و تصویری هم حائز اهمیت بوده و آنها نیز به نوبه‌ خود، انسان را تحت کنترول خویش قرار می دهند. به عنوان نمونه با ارائه برنامه های متنوع برای سنین مختلف، جامعه‌ هدف را مشغول و مصروف نگه داشته و با سیستم منسجم خویش، اذهان و اندیشه ها را مدیریت می‌نمایند.

از دیگر سو با استفاده از نرم افزارهای جدید و مدرن همچون فیس بوک، تلگرام، اینستاگرام و غیره دوشادوش رسانه های سنتی که شامل رادیو و تلویزیون می شد بخش دیگری از پروژه‌ پرورش افکار و اذهان جامعه را کلید زده اند. اینجاست که انسان موجود در جامعه هدف، روز به روز با مطالب و موضوعات جدید مواجه خواهد شد.

در حالی که این انسان مورد نظر در سردرگمیِ حاصل از فضای غبارآلود پیشین دست و پا می زند، مرحله حساس و خطیر دیگری عرض اندام می نماید که در کنار مراحل ذکر شده‌ پیشین موثریت پیدا می نماید. این مرحله، دوران پر تلاطم دانشگاه‌ها می‌باشد؛ یعنی مکانی که آراء و اندیشه های متفاوت با یکدیگر تلاقی می نمایند و هر کدام در صدد به کرسی نشاندن خویش هستند. طبیعتا آهسته آهسته در این میان تناقضات و تنش هایی به وجود می آیند که ضد و نقیض یکدیگرند.

اگر بخواهیم منشا و خواستگاه این اندیشه ها را بیابیم خواهیم دید این آراء از دوران طفولیتِ شخص و به آهستگی و توسط عوامل گوناگونِ فوق الذکر در شخصیت شخص شکل می‌گیرد.

دین مبین اسلام در راستای تربیت و پرورش جامعه‌ اسلامی از ابتدا تا انتهای آن برنامه‌ مشخص دارد. در این بین مشخص است یک سلسله اختلافات و برخوردهایی میان آموزه های اسلام و افکار و مکاتب مختلفِ موجود در اجتماع شکل می گیرد که می توان از آن با عنوان "نبرد اندیشه ها" نام برد.

پر واضح است که در این عرصه‌ برخورد، هر مکتبی تمام تلاش خود را خواهد نمود تا بُن مایه های نظری و فکری خود را در جامعه‌ی مورد نظر نهادینه سازد.

با ذکر این مهم که ما مسلمان بوده و در کشوری حضور داریم که به نام اسلام اداره می شود، خطر انحراف اندیشه های اسلامی و زیر سوال بردن بسیاری از مبانی دینی وجود دارد و در صورتی که دلایل متقن و محکمی به اشخاص با سنین مختلف به ویژه جوانان و نوجوانان ارائه نشود، هر لحظه خطر ارتداد و شعله ور شدن اندیشه های سکولار، التقاطی و یا تکفیری به قوت خود باقی خواهد بود.

امروزه استکبار جهانی در جایگاه سردمدار رهبری نمودن افکار و اذهان جوامع گوناگون و مصادره اندیشه های اشخاص مختلف در راستای منافع مورد نظر خویش قرار دارد تا بتواند از این رهگذر، ملت های مختلف را تحت کنترول خویش درآورده و منجر به تشکیل گروه‌های تروریستی مختلفی همچون داعش و وهابیت گردد که آبشخور این جریان های تکفیری همان سیستم مدیریت افکاری است که توسط استکبار جهانی مدیریت می شود.

متاسفانه افغانستان ما نیز از این قاعده مستثنی نبوده است به گونه ای که طی این چند دهه و پس از فروپاشی نظام طالبانی و تحت حمایت قرار گرفتن قدرت های سیاسی به دامن آلوده این متجاوزان و سلطه گران سکولار و کمونیستی گرفتار گردیده و این سلطه گران با نفوذ اشخاص تحت تربیه شان در جامعه ،رسانه ها و علی الخصوص در مدارس و دانشگاه ها که مهمترین نقطه تربیوی و پرورشی افکار و اندیشه های کمونیستی می باشند، افکار خویش را آهسته آهسته و در قالب مفاهیم جای داده در کتب درسی مختلف به خورد جامعه می دادند...

متاسفانه امروز ما شاهد این معضلات بوده و در پیش چشمان خود می بینیم که چگونه افکار و اذهان مردم که زمانی تحت تاثیر اندیشه های کمونیستی بودند در حال حاضر و به مدد رسانه های مختلف، تحت تاثیر اندیشه های سکولار و لامذهبی قرار گرفته اند؛ در این راستا، مواضع انفعالی دولتمردان و مسئولان ما شرم آور است که اجازه‌ نشر فیلم ها و برنامه هایی را می دهند که تماشای آنها منجر به فروپاشی بنیان خانواده ها و ترویج فرهنگ ضد اسلامی در جامعه می گردد. علی القاعده خروجی این برنامه ها جز ازدیاد بزهکاری و بالا رفتن جرم و جنایت و تغییر نگرش افکار جامعه به سمت و سوی از پیش تعیین شده چیز دیگری نخواهد بود.

از سوی دیگر برخی از روحانی نماهای تربیت شده در کشورهایی همچون عربستان و پاکستان که اندیشه های وهابیت را در سر می پرورانند نیز در تغییر نگرش مردم موثر بوده و با فتاوای جدید و مزخرف خود، عده ای را تحریک نموده و ریشه و بنیاد عقیده فکری شخص را متحول، نابود و یا زیر سوال می برند و اینجاست که شخص مذکور دست به تخریب و جنایاتی فجیع همچون انتحار و انسان کشی می زند.

اینها با این قبیل اقدامات رعب و وحشت را در جامع طنین انداز نموده که به تبع آن موج اسلام هراسی و اسلام ستیزی به جوامع مختلف سرایت می کند.

این روحانی نماهایی که در لباس روحانیت خود را آراسته اند تا حدودی موفق بوده و به نتیجه دلخواه خویش رسیده اند و اعتماد مردم به جامعه روحانیت کمتر شده است که استکبار جهانی نیز دقیقا همین را می خواهد.

دانشجویان ما به عنوان قشر تحصیل کرده‌ ما در مدارس و دانشگاه ها مورد آماج و حملات شدید این گروهای فکری قرار می گیرند که افکار و اندیشه های خود را به مخاطبان خود القاء نموده و یا در محتوی درسی و مطالعوی مخاطبان می گنجانند که در این مورد برخی کتب آنها نیز به تازگی عیان شده و بررسی ها روی آن کتب در حال انجام می باشد.

عده ای منحرف به صراحت تمام در محتوای کتب درسی مدارس افغانستان دخالت می نمایند و در محتوای آنها تغییر و تبدیلاتی را به وجود می آورند و با گنجاندن و اضافه نمودن مطالب کلیدی آهسته آهسته افکار و اذهان را همچون خودشان منحرف می سازند.

با توجه به شرایط پیش آمده، سوال هایی به وجود می آیند که
افکار و اذهان جوامع به کدام سمت و سو در حرکت است ؟
آیا می توان این امواج فکری و ذهنی را کنترول نمود ؟
چگونه می توان در مقابل این پروژهای مدیریت شده ایستاد ؟

نویسنده: عزت الله رحیمی

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 135110