توصيه مطلب
۰
 
اروپا بیش از امریکا روی گسل خطر؟!
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۵ حمل ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۴۴

در شرایطی که اتحادیه اروپا هم‌چنان دستخوش تحولات امنیتی است، بحث ها در این اتحادیه برای افزایش هزینه های نظامی داغ است. این در حالی است که اختلاف های داخلی در این اتحادیه و آغاز روند رسمی جداشدن بریتانیا از اتحادیه اروپا و همچنین سردی روابط میان این اتحادیه با دولت جدید در امریکا، اروپا را بیش از پیش آسیب پذیر ساخته است. دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا، در دوران مبارزات انتخابات ریاست جمهوری و پس از تشکیل دولت، همواره نسبت به ناتوانی و ضعف اتحادیه اروپا و پیمان ناتو انتقاد کرده است. با این انتقادها، دولت جدید امریکا به هیچ وجه حاضر نخواهد بود هزینه های امنیتی در اروپا را به خصوص در قالب پیمان ناتو بپذیرد. با این وجود، به نظر می رسد اتحادیه اروپا که درگیر اختلافات داخلی است، ناچار است به تنهایی هزینه های امنیتی و دفاعی خویش را بالا ببرد.

در این مورد، دبیرکل ناتو در گفت وگویی با روزنامه «هندلز بلات»، با تأکید بر لزوم افزایش هزینه های دفاعی این پیمان، اعلام کرده که اروپا بیش از امریکا در معرض خطرات امنیتی قرار دارد و بر این اساس، کشورهای اروپایی به خصوص آلمان باید سیاست های تدافعی را جدی تر از قبل تلقی کرده و هزینه بیشتری را برای تحقق این سیاست ها در نظر بگیرند. روند تحولات امنیتی اتحادیه اروپا در دو سال گذشته نشان داده که اروپا بیش از امریکا در معرض خطرات امنیتی است، مسأله‌یی که «ینس ستولتنبرگ» نیز به آن اشاره دارد. به گفته دبیرکل ناتو، مخاطراتی که به واسطه اوضاع سوریه، عراق و خاورمیانه متوجه اروپا می شود، بیش از چیزی است که سبب تهدید برای امریکا شود.

اظهارات دبیر کل امریکایی ناتو نسبت به آسیب و تاثیر پذیری امنیتی اروپا از ناحیه اوضاع جنگی جاری در خاور میانه، بواقع هم که حرف درست و دقیقی است و می طلبد تا متحدان اروپایی امریکا، که به نظر می رسد امریکا دیگر همانند گذشته متحد و همپیمان آنها نیست، بیش از هر زمان دیگر در این مورد فکر کنند و برای مقابله با این بحران تحمیلی بیش از هر کشور دیگری در دنیا هزینه کنند؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که دبیر کل ناتو از سران کشورهای اروپایی خواسته است و در واقع مدیریت دقیق این گونه بحرانها نیز به دست خود امریکایی ها قرار دارد.

اما در توضیح مطلب بالا باید گفت که برخلاف موضع گیری های دونالد ترامپ، اتحادیه اروپا و تحولات امنیتی در این اتحادیه، به گونه مستقیم متأثر از سیاست های امریکا در جهان به خصوص در خاورمیانه بوده است، اما با وجود این تأثیرپذیری، امریکا اکنون سیاست جدایی را در پیش گرفته است. بر اساس اظهارات و اعتراف های برخی از مقامات سابق امریکایی، دولت های مختلف امریکایی در لااقل دو دهه ی اخیر که هیاهوی گروه های تروریستی گوش جهانیان را آزار می دهد، همواره در کنار دولت ها و کشورهایی قرار داشته اند که از حامیان سرسخت و درجه یک تروریزم در منطقه خاور میانه بوده و در حال حاضر نیز می باشند.

به عنوان مثال ایالات متحده امریکا از آغاز بحران در خاور میانه تا اکنون که چندین سالی از آن می گذرد، با دولتهایی چون عربستان، قطر، ترکیه و پاکستان، نزدیک ترین رابطه سیاسی- اقتصادی را داشته است و این در حالی است که بنا بر اعتراف رسانه های غربی و امریکایی و نیز مقامات دولتی و سیاسی امریکا واروپا، دولتهای مذکور از ایجاد کنندگان گروه ها و هسته های اصلی ترور و دهشت آفرینی در خاور میانه و در کل منطقه بوده و در حال حاضر نیز هستند.

حالا پیامد این سیاست امریکایی ها برای اروپایی ها چه چیزی غیر از کشیده شدن دامنه بحران مهاجرت به سمت و سوی کشورهای اروپایی و نیز دویدن ریشه های ترور و دهشت آفرینی در برخی از این سرزمینها می تواند باشد؟!

امریکایی ها با مهندسی دقیق بحرانهای موجود در کشورهای جنگ زده، به گونه ماهرانه ای دامنه های بحران را در داخل مرزهای اروپا هدایت و مدیریت کرده و می کنند و این کار را با هدف درگیر کردن دولتهای اروپایی انجام می دهند؛ تا از یک سو بخش اعظمی از توان و انرژی آنها را در جهت بی ثمری و بی فایدگی برای آنها هدر دهد و از سوی دیگر آنان را در یک جنگ ناخواسته به نفع منافع خویش وارد کنند که نسبت به این توطئه تا کنون موفق نیز بوده اند و در طول این چندین سال توانسته اند دولتهای اروپایی را با استفاده از این گونه ترفندها، مصروف و مشغول نگهدارند!.

در هر حال، بر خلاف آنچه در ظاهر می نماید و مقامات امریکایی مدعی کمک به اتحادیه اروپا و رشد و ترقی دولتهای اروپایی هستند، اما نگاه امریکایی ها به این اتحادیه همواره ابزاری بوده و لااقل تا کنون که مدت زیادی از رابطه این اتحادیه با ایالات متحده امریکا می گذرد، دولتهای مختلف امریکایی این اتحادیه را در جهت اهداف خاص سیاسی- اقتصادی خویش استفاده کرده اند و دلیل بر این ادعا نیز سودبری و استفاده جویی های کلان دولت امریکا از اوضاع جاری در کشورهای خاور میانه در حدود یک دهه ی اخیر می باشد؛ حالانکه دولت و کشورهای اروپایی در این مدت بر رغم دنباله روی کور کورانه از سیاست های خارجی امریکا، اما دست آنان به هیچ دستگیره محکمی از سود و بهره وری بند نشده است و بر عکس، آنچه از این دنباله روی حاصل آنان گردیده، هجوم میلیونی مهاجران به سمت مرزهای این کشورها و نیز حمله های دهشت آور و خونین تروریستها علیه ملتهای آنها بوده است.

بنائن، می طلبد تا اتحادیه اروپا و در کل دولتهای اروپایی بیش از این تابع سیاست های خارجی امریکایی ها نباشند و خود سعی کنند تا با کشورهای جهان به خصوص دولتهای موجود در منطقه خاور میانه و غیر آن، وارد تعاملات معقول و بر اساس منافع طرفین شوند؛ چرا که فقط در این صورت است که از نتیجه روابط معقول با دولت و کشورها سود خواهند برد.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 140286
 
مولف : سیدفاضل محجوب