توصيه مطلب
۰
 
بازگشت پناه جویان؛ بحرانی مضاعف برای افغانستان
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۰ قوس ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۴۵

"وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان می گوید که در سال روان بیش از ۱۰ هزار پناهجوی افغان از کشورهای اروپایی به کشور عودت کرده اند.
وزارت امور مهاجرین خبرداده است که از آغاز سال ۲۰۱۶ (جدی ۱۳۹۴) الی ماه اکتوبر سال روان (میزان ۱۳۹۵)، ۱۰۹۴۸ پناهجوی افغان از کشورهای اروپایی به صورت دواطلبانه به افغانستان برگشت نموده اند.
در خبرنامه این وزارت آمده است که ۳۰۰۰ نفر که اکثر آنها در کشور آلمان بودند به کشور عودت کرده اند، همچنان ۳۰۰ تن دیگر که بر اساس قوانین و کنوانیسیون های بین المللی مهاجرت واجد شرایط پذیرش از سوی کشور های اروپایی شناخته نشده اند، اخراج گردیده اند."
افغانستان در شرائطی است که سرسختانه با بیکاری و فقر که نتیجه ناامنی های گسترده در کشور است، دست و پنجه نرم می کند.
حالت کنونی مردم کشور بیشتر معلول حاکمیت دوره جدید یعنی برقراری دولت وحدت ملی می باشد و به دلائلی مردم ما در دوره پیش از حاکمیت حکومت وحدت ملی یعنی در زمان زمامداری حامد کرزی، در دو بعد امنیتی و اقتصادی، اوضاع و احوال مناسب تری را تجربه کرده، پشت سر گذاردند.
البته اشتباه نشود؛ منظور آن نیست که فهم و درایت کرزی و تیم وی بهتر از درایت و کفایت حکومت کنونی بوده و کابینه رئیس جمهور پیشین، متخصص و متعهد و دلسوز و خادم تر از کابینه دولت وحدت ملی برای کشور و مردم در دوره خود شان بوده اند؛ نه چنین برداشتی به هیچ عنوان وجود ندارد؛ چرا که وجود امنیت نسبی و اوضاع نسبتاً بهتر معیشتی مردم در دوره حامد کرزی؛ رئیس پیشین دولت، علل و دلائل فراتر از توانایی ها و درایت های سیاسی و قدرت رهبری و حکومتداری کرزی و همراهان وی در کابینه اش را داشت و دارد.
از منظر این نوشتار گزینه های چند به کمک حامد کرزی شتافت تا با چالشی که سران دولت وحدت ملی در حال حاضر با آن دست به گریبانند، مواجه نشود و همان گزینه ها موجب شد تا از او رئیس جمهور نسبتاً موفقی در معرض قضاوت مردم افغانستان و سایر ملل دنیا به نمایش بگذارد.
یکی از آن گزینه ها دوره پساطالبانی و شکست طالبان با حضور نیروهای خارجی در افغانستان بود. مردم کشور به حدی از دوره امارت طالبانی به ستوه و تنگ آمده بودند که حاضر بودند هر کسی را که با ریش و دستار بزرگ و دراز همراه نباشد، به رهبری و پادشاهی بپذیرند؛ دقیقاً همان چیزی را که غربی ها و به خصوص امریکایی ها می خواستند و کرزی را هم که از قبل برای تصدی پست ریاست جمهوری افغانستان در نظر گرفته بودند، با موافقت و رضایت سران مجاهدین- ولو از سر ناچاری- و مردم داخل ارگ قدرت و حاکمیت کردند.
گزینه دوم، حضور پررنگ و فراگیر نیروهای خارجی در کشور و سراسر زیر شدن میلیاردها دالر و یورو و نیز فعالیت گسترده موسسه های خارجی در افغانستان بود که هم برای تعداد پرشماری از افغانها موجب کاریابی شده بود و هم در بعد امنیت، رهبری جنگ و مبارزه با شورشیان در دست نیروهای خارجی بود؛ به گونه ای که معروف بود که امور ریاست جمهوری و وزارت خانه های کلیدی کشور با اوامر و صلاحدید مشاوران خارجی به خصوص امریکایی، اداره می شدند!.
پس با در نظرداشت واقعیت های بالا، نمی توان به رئیس جمهور سابق کشور به عنوان یک زعیم لایق و با کفایت که نظیر آن در کشور وجود ندارد، امید بست و در باره اش قضاوت کرد. بله! اگر تیم کرزی یکی از طرفهای موجود در بدنه حکومت وحدت ملی می بود و رهبری نبرد با شورشیان هم بومی شده بود و عساکر خارجی هم همراه با موسسات خارجی، کشور را ترک می کردند؛ چنانکه حالا کرده اند و بحران بیکاری و فقر و مهاجرت هم بسان امروز غوغا کرده بود، آنوقت می دیدیم که جناب حامد کرزی همراه با تیم لایق و با درایت شان، با چه درایت و کدام تدبیری از بحرانهای موجود در کشور به سلامت عبور می کردند؟!
مقایسه دوره ریاست جمهوری حامد کرزی با دوره کنونی و زعامت سران حکومت وحدت ملی به آن معنی نیست که از کابینه فعلی دفاع شده و احیاناً به آنان حق داده شود و گفته شود که این دولتمردان تلاش خود را کرده اند و زحمت خود را کشیده اند و بیشتر از این امکان اصلاح و رشد وجود ندارد و یا موانع بر سر راه آنان سخت و نفوذ ناپذیر است.
نه! به هیچ عنوان هدف تبرئه کردن دولت وحدت ملی نیست؛ چرا که یک چنین دولت و حکومتی در اساس قابل تبرئه و در خور دفاع و ستایش نیست؛ به دلیل آنکه تا کنون کار و خدمتی که از دست سران آن بر میامد و ساخته بود و است، برای کشور و مردم خویش انجام نداده اند.
صرف نظر از سایر کاستی ها و بی کفایتی ها که به خصوص در قسمت تامین امنیت و معیشت مردم، متوجه این دولت است، در بعد موضوع مهاجرت هموطنان ما در کشورهای اروپایی و غیر آن هم اقدام موثر و مفیدی انجام نداده اند.
دولت ملزم بود تا با هر وسیله و روش لازم و ممکن، امنیت و ثبات کشور را تامین می کرد؛ تا در سایه امنیت و آرامش، کارخانه های تولیدی و سایر ظرفیت های شغلی و کاری، آغاز به کار و یا فعالیت شان را ادامه می دادند؛ تا در نتیجه تعداد بسیاری از جوانان بر سر کار می شدند و از سر بیکاری و فقر و تنگدستی طاقت فرسای حاکم در کشور، ناچار به مهاجرت به اروپا و غیر آن نمی شدند.
واقعیت این است که سران حکومت وحدت ملی از همان آغاز دخول در ارگ قدرت و ریاست، با فکر و اندیشه خدمتگذاری به مردم و کشور وارد آن نشدند و از همان آغاز تا کنون مشغول تقسیم قدرت و ثروتی بوده اند که با صدقه سر آرای این مردم به آن رسیده اند و هنوز پس از سپری شدن دو سال، باز هم بر سر تقسیم قدرت و ثروت نزاع و کشمکش دارند و واضح است که با این اوضاع دیگر وقتی برای فکر کردن به مردم و کشور و خدمت به آنها برای سران ما باقی نمی ماند.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 134560