توصيه مطلب
۰
 
انقلاب اسلامی ایران؛ بهار بیداری اسلامی
تاریخ انتشار : شنبه ۱۵ دلو ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۰۶
آنچه در انقلاب اسلامی ایران رقم خورد اراده ای مبتنی و متکی به آموزه های ناب اسلامی و برگرفته از متن پیام آزادی بخش دین مقدس اسلام نه تنها برای مسلمانان که برای همه انسان های آزاده و آزادی خواه در سراسر جهان بود.
انقلاب اسلامی ایران؛ بهار بیداری اسلامی
انقلاب اسلامی ایران و پیروزی آن، هم از نظر پیام ماهوی نهفته در آن و هم از جهت زمان زمان وقوع پیروزی آن به صورت نمادین به نوعی با آنچه امروزه و ظرف یک سال گذشته در خاورمیانه و شمال آفریقا به جریان افتاده و واقع شده است، پیوند و همخوانی عمیقی دارد.

آنچه در انقلاب اسلامی ایران رقم خورد اراده ای مبتنی و متکی به آموزه های ناب اسلامی و برگرفته از متن پیام آزادی بخش دین مقدس اسلام نه تنها برای مسلمانان که برای همه انسان های آزاده و آزادی خواه در سراسر جهان بود.

ملت سلحشور و سرفراز ایران، با فراایستادن در برابر دستگاهی که به لحاظ نظامی خود را "ژاندارم منطقه" می دانست و از نقطه نظر سیاسی و استراتژیک از حمایت همه جانبه قدرت های زورگو و سلطه طلب جهانی، بهره مند بود با دستان خالی ایستاد و با رهبری خردمندانه و متکی بر عزم راستین و تکلیف محورانه دینی حضرت امام خمینی(ره) راهی را در پیش گرفت که بربنیاد محاسبات استراتژیست های دستگاه های سلطه، به هیچ وجه قادر به دست یافتن به پیروزی نبود؛‌ اما آنچه رقم خورد یکی از شگفتی سازترین انقلاب های تاریخ خیزش های مردمی-اسلامی بود.

این در حالی است که در کمال ناباوری، آنچه رقم خورد به صورت ثابت و صددرصد غایت نهایی حضرت امام و فرزندان راستین ملت ایران نبود؛‌ چه، امام، باری خود به این پرسش ها و دغدغه ها پاسخ داده بود.
هنگامی که خبرنگاری از احساس او در زمان بازگشتش به ایران،‌ می پرسد در کمال آرامش و عزت نفس می گوید: هیچ! و تصریح می کند که او به تکلیفش عمل کرده است، همین!
این یکی از ساده ترین و بسیط ترین مواضعی بود که در خصوص مساله ای به اهمیت یک تاریخ، می شد اتخاذ کرد؛ اما در عین حال، مهم ترین آموزه دینی را نیز در خود مستتر داشت و آن، عمل به تکلیف بود.

امام به جهت آنکه فاتح یک نبرد تاریخ ساز و غیرقابل محاسبه براساس معیارهای بشری و زمینی بود، هرگز احساس غرور نمی کرد؛ بلکه آنچه می توانست او و پیروان راهش را خرسند و خشنود سازد، عمل صادقانه و خالصانه به تکلیفی بود که آیین آسمانی اسلام آنها را بدان فرامی خواند و آن ایستادگی در برابر بیداد و طاغوت و ستم و رهایی بخشیدن ملتی بود که در انحصار سلطه گران استبداد پیشه داخلی و استعمارگران طماع و حریص خارجی قرار گرفته بود.

22 دلو/بهمن سال 57 خورشیدی نقطه عطفی ماندگار و همیشه جاودانه نه تنها در تاریخ ایران؛ بلکه در طول تاریخ انقلاب های بشری محسوب می شود و آنچه به صورت نمادین، این نقطه تاریخی را به تحولات امروز خاورمیانه و شمال آفریقا و موج فراگیر بیداری اسلامی پیوند می زند، وقوع پیروزی انقلاب مردمی و اسلامی مردم مصر در برابر فرعون قرن 21 بود.

حسنی مبارک، که گمان می رود آخرین حلقه از سلسله فراعنه مسلط بر تاریخ مصر بود، براساس تقویم خورشیدی، سال گذشته درست به روز 22 بهمن/دلو از قدرت به زیر کشیده شد و با خفت و خواری فراوان به شرم الشیخ پناه برد تا با برگزاری جلسات محاکمه او و فرزندانش در میان قفسی آهنین شاهد بدترین روزهای قابل تصور زندگی سیاسی اش باشد.
این نکته را نیز نباید از یاد برد که با وجود آنکه آنچه امروز ذیل عنوان بیداری اسلامی در کشورهای عربی در جریان است، برای نخستین بار از تونس آغاز شد؛ اما این، خاطرات حماسه های تاریخی و جاودانه میدان افسانه ای التحریر مصر است که در حافظه این مقطع از تاریخ تحولات قرن 21 به عنوان یک نقطه عطف تاریخی، حک شده است.

میدان التحریر، اسم رمز شگفت آفرینی های بیداری اسلامی در قرن 21 محسوب می شود و جوانان میدان التحریر نیز شهد شیرین پیروزی را درست به تاریخ 22 دلو/بهمن سال گذشته خورشیدی چشیدند و به سان همتایان انقلابی خود در ایران بیش از سه دهه پیش، آن را به شور و شادی نشستند.

اگرچه تلاش های زیادی صورت گرفت و هم اکنون نیز جاری است تا آنچه در خاورمیانه و شمال افریقا رقم خورد، یا به سود لیبرالیزم خداستیز غربی مصادره شود و یا به نام تندروی و تروریزم و افراط گرایی سرکوب شود؛ اما رای گیری های اخیر در مصر و تونس نشان داد که جوانان عربی، برای همان آرمان هایی به پا خاسته اند که سال ها پیش از سوی امام راحل در انقلاب اسلامی ایران، تئوریزه شد و با همت و همراهی ملت بزرگ ایران به ثمر رسید.

مردم انقلابی مصر و تونس به جریان های اسلامگرا رای دادند و این یعنی آنکه آنها به دنبال بازگشت به اصل خویش اند و با این حرکت، پیام روشنی به نظام سلطه و مزدوران منطقه ای آنها فرستادند مبنی بر اینکه اسلام و انقلاب اسلامی، الگوی حکومت مردم بر مردم است؛ نه لیبرالیزم بی خدای غربی؛ زیرا بشر پیش از این نیز نوع دیگری از بی خدایی را در قالب کمونیزم کور، آزموده بود و آن تجربه به شکست انجامید.

این در حالی است که الگوی اسلامی انقلاب که در ایران اسلامی به فرجام رسید، اینک قادر است تا همه مناسبات نظام سلطه را با قدرت، به چالش بکشد و این الگوی برتر و موفق حاکمیت سیاسی اسلامی و مردمی.

نویسنده: سید علی راحل
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 35808
مرجع : خبرگزاری صدای افغان(آوا)- کابل