توصيه مطلب
۰
 
افغانستان؛ چالش ها و فرصت های مهاجرت
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۷ میزان ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۰۰

اشرف غنی؛ رییس جمهور می گوید که احتمال بازگشت نزدیک به یک میلیون مهاجر افغان به کشور تا یک سال آینده وجود دارد.
آقای غنی در دیدار با هیات اداری و رؤسای کمیسیون های شورای ملی گفته است که همه روزه تقریباً ۶۵۰۰ مهاجر از پاکستان و ایران، داوطلبانه به کشور بازمی گردند که ممکن است تا سال آینده تعداد شان از یک میلیون نفر بگذرد.
او خاطرنشان ساخته که بخاطر افزایش مهاجرین در کشورهای اروپایی، آنان از جوانب مختلف زیر فشار قرار دارند و ممکن است تعدادی از مهاجرین افغان از آنجا به کشور بازگردند.
اشرف غنی گفته که حکومت تیمی را وظیفه داده تا از طریق صحبت با اتحادیه اروپا، در مطابقت با قوانین بین المللی مهاجرت و سایر قوانین، زمینه همکاری های دوجانبه را در زمینه مهاجرین فراهم سازد.
وی افزوده:" پاکستان از مهاجرین منحیث فشار سیاسی بالای حکومت افغانستان استفاده می کند، اما مهاجرین افغان بخشی از وجود ماست و ما در زمینه عودت باعزت و حفاظت از حقوق آنان تلاش خواهیم کرد".
این در حالی است که بسیاری از کارشناسان مسایل اجتماعی اعتقاد دارند که مهاجرت به جز آنکه تاکنون جان هزاران پناهجوی افغان را گرفته، در ابعاد اجتماعی و فرهنگی نیز برای مهاجران، هزینه داشته است.
از خودبیگانگی فرهنگی، سرخوردگی اجتماعی، سناریوی تراژیک تولد و مرگ در غربت، بحران هایی نظیر محرومیت از کار، آموزش، اقامت و تبعات سنگین جانبی آن، فقر، بی خانمانی و سرنوشت تلخ چندین نسل از کودکانی که در بی وطنی محض به دنیا می آیند و در دنیایی متفاوت از سرزمین مادری، رشد می کنند، بزرگ می شوند و به بلوغ می رسند بی آنکه بر احساس تلخ بی هویتی، غربت، هجرت، آوارگی و بی وطنی مدام و عواقب ناگوار روانی آن، غلبه کنند، از جمله چالش ها و مسایلی هستند که در حاشیه مساله ای به نام مهاجرت شکل می گیرند و متولد می شوند.
اینها بخشی از آسیب ها و بحران های بنیان برانداز ناشی از مهاجرت اند که آثار مخرب آن، گاه تا پایان عمر، بر زندگی میلیون ها مهاجر، سایه می اندازد.
با این حساب، به عقیده ناظران، این تصور که مهاجران، زندگی‌ ای بهتر از سایر شهروندان کشورهای جنگ زده ای مانند افغانستان دارند، تصوری عمیقا بیگانه با واقعیت و ماهیتا جفاکارانه و انحرافی است که گاه از سوی دولت ها و دستگاه های سیاسی حاکم، به آن دامن زده می شود.
با این وصف، به باور شماری از آگاهان، این تنها تقصیر دستگاه های حاکم نیست. آنها در مواردی مهاجران را تافته ای جدابافته از ساکنان سرزمین مادری می انگارند و به همین دلیل‌ به آنها به عنوان یک توده بیگانه و وارداتی از خارج، نگاه می کنند؛ نگاهی که دوگانگی ناشی از آن، هم اکنون در زندگی سیاسی و اجتماعی مهاجران بازگشته به وطن در افغانستان، محسوس و مشهود است.
حکومت در این زمینه به اندازه ای انعطاف ناپذیر، متصلبانه، تحکم‌ آمیز و خشک و خشن برخورد می کند که تفاوت های فرهنگی ناشی از سال های هجرت و دوری آنها از وطن و تاثیرپذیری از جامعه میزبان را نیز برنمی تابد و آن را به حساب قدرت نرم کشور مهاجرپذیر، تهدیدانگاری می کند!
بنابراین، تحلیلگران می گویند که در چنین شرایطی، اکنون جهان که با یکی از کم سابقه ترین موج های مهاجرت رو به رو شده است، نیازمند تأمل در ابعاد و زوایای پنهان این سرگردانی توده ای بشر جدید برای پیدا کردن رهیافت های معقول و مناسب و دایمی برای آن است.
بدیهی است که اعطای پناهندگی به همه صدها هزار نفری که اکنون در اروپا به سر می برند نمی تواند مشکلی را حل کند. همانطور که تمدید چندماهه برنامه اخراج اجباری پناهجویان افغانستان از پاکستان، نمی تواند یک راه حل دایمی و مطمئن محسوب شود. برخورد ریشه ای با این معضل، در نهایت، نیازمند ایجاد زمینه های زندگی، امید به آینده و امنیت در سرزمین های اصلی است و این بدون اصلاح سیستم های علیل و فاسد و بیمار و بی کفایت سیاسی در کشورهایی مانند افغانستان و نیز دست کشیدن غرب و قدرت های بیگانه از دخالت در امور داخلی کشورهای مهاجرفرست به منظور رسیدن به منافع و اهداف سلطه جویانه و سوداگرانه خود میسر نیست.
با توجه به این امر، دولت به منظور زمینه سازی برای بازگشت میلیون ها مهاجر افغانستانی سرگشته در کشورهای مختلف جهان، می بایست برنامه های وسیعی را روی دست گیرد؛ برنامه هایی که از یکسو باید رسیدگی به چالش های اولیه و ثانویه بازگشت کنندگان را مد نظر قرار دهد و از سوی دیگر، به آنها به عنوان یک نیروی خلاق و پویا و دارای پتانسیل های عظیم علمی و فرهنگی و حرفه ای و... به مثابه یک فرصت، نگاه کند.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 131342